نمایشگاه نقاشی مریم حیدرزاده

از وردی گالری شیرین که وارد می شوی، شیرین نشسته در جمع دوستان چون پروانه اش.
نقاشی سمت چپ روی دیوار گالری نگاهم را به خود جلب میکند.‌ چند تاش ساده با هاشورهای رها، کادر به دوقسمت تقسیم شده، قسمت بالا پرکارتر از قسمت پایین اجرا شده است.
تابلوی بعدی با بادکنک های خوش رنگ متفاوت از فضای طبیعت پردازانه نقاشی قبل بود. چند دایره رنگی ساده با نخ های لرزان مشکی در کادر محدود و بسته معنای متفاوت را ارایه می دهد.
مهری دایره شکل که واژه مریم وسط ان حک شده در قسمت پایین تمام نقاشی ها به چشم می آید. بله مریم، مریم حیدرزاده، که تا قبل از این نمایشگاه او را در ترانه هایش دیده بودم.
جواب اولین سوالم را با هیجان از سه سالگی اش شروع می کند، وقتی که عاشق جعبه آب رنگش بود و به خاطر مشکل چشمانش نتوانسته از آن استفاده کند.
نوجوانی و جوانی اش با شعر و واژه گذشت و او همچنان در حسرت دنیای رنگ ها و دلتنگ جعبه آبرنگ سه سالگی اش بود تا اینکه جمله ای او را وارد دنیای نقاشی می کند. جمله ای که به او میگوید به جای حسرت، نقاشی را آغاز کند.
“پس از ان همه حسرت” عنوان تمام نمایشگاه های نقاشی او خواهد بود تا اینکه حسرت سال های دوری از رنگ ها جبران شود.
از اکرلیک علاوه بر آبرنگ در آثارش استفاده می کند اما همچنان آبرنگ را ترجیح می دهد.
کنار هر تابلو، کلماتی نوشته شده که به گستردگی معنای نقاشی کمک می کند اما خودش کلمات را مستقل از نقاشی می داند و هدفش را مطلع ساختن مخاطب از حس و حال لحظه ای می داند که نقاشی هایش را خلق می کند.
مولفه اصلی نقاشی های او برخورد ساده با احساس، اندیشه و متریال نقاشی است که مجموعه آثار اورا بسیار متفاوت کرده است.

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.