رمانتیسم

رمانتیسم: Romantisme [ فرانسوی]

در معنای عام، به آن دوره هایی اطلاق می شود که کیفیت های عاطفی و تخیلی در هنر و زندگی مورد تأکید قرار می گیرند. در همین معنا، چون یک روش هنری متضاد با کلاسی سیستم و رئالیسم دانسته می شود.
در معنای محدودتر، جنبشی همزمان با نخستین انقلاب های اجتماعی و سیاسی عصر جدید، که دگرگونی ژرفی در ذهن انسان اروپایی پدید آورد. دوره اوج این جنبش از 1790 تا 1840 بود. مضمون های شاخص هنر رمانتیک این دوره عبارت بودند از: عشق به منظره های بکر طبیعی و جلوه های قاهر طبیعت و امور رمزآمیز و غریب در هر هیئت و ظاهری؛ تمایل شدید به آزادی. هنرمندان مختلف با سبک ها و اسلوب های متفاوت به چنین مضمونهایی پرداختند.
تأکید بر حساسیت درونی، عواطف، و خیالپردازی را می توان در تصویرهای ویلیام بلیک، منظره های ترنر و فریدریش، برخی باسمه های گُیا، و حتی در بعضی نقاشی های داوید و شاگردانش ملاحظه کرد. اما ژریکو و دُلاکروا برجسته ترین نمایندگان رمانتیسم در عرصه نقاشی به شمار می آیند. اهمیت دُلاکروا در این است که او توانست نگرش رمانتیک را در یک قالب زیبا شناختی منسجم ارائه کند و راهگشای تحول بعدی نقاشی اروپایی باشد.

دایره المعارف: رویین پاکباز

رومانتیسم، دوره ای است که انقلاب فرانسه و انقلاب صنعتی را در بر می گرفت، دوره ای که روسو ارزش های جامعۀ متمدن انکار می کند.بتهوون ساختار فرم های به ارث رسیده و قراردادهای هارمونی و سبک شناختی را انکار می کرد. وُردزوُرث: زبان دستوری و ادبی را به عنوان کارمایۀ شعر نفی کرد و زبان محاوره ای روستاییان و کودکانشان را برگرفت. گوته و دیگران دریافتند که هر اثر آفرینشگرانه از ناخودآگاه آدمی سرچشمه می گیرد نه از عوامل و انگیزه های خارجی.
هنر پیش از رومانتیسم با سنتِ پیوند داشت که خاستگاه آن را هنوز هم گاه ( گهوارۀ تمدن) یا تمدن مدیترانه ای می نامیم. آنچه از میان رفت، نه خود این سنت، بلکه محوریت آن بود؛ دیگر به عنوان سنتی یگانه نگریسته نمی شد، بلکه سنتی بود در میان سنت های دیگر.

1- شیوۀ زندگی افراد غیرمتمدن در نقاط مختلف جهان، مورد مطالعه قرار گرفته بودند. کثرت ناگهانی سنت هایی که سرمشق قرار می گرفتند،
2- پایه ها و اصول کلاسیسیسم تضعیف می شد، ولی زبان کلاسیسیسم همچنان نفوذ خود را حفظ می کرد.
3- کانستبل به مناظر خود برجستگی دیدگانی و ارزش معنوی نمی بخشید این کار، اولویت دادن به طبیعت در مقابل انسان است.
4- ترنر جاذبۀ طبیعت را چون نیرویی بینهایت بیشتر از انسان اهمیت داد. هزلیت دربارۀ آنها گفت ( تابلوهایی دربارۀ هیچ، و بسیار شبیه یکدیگر).
5- گویا با روایت های خویش از قساوت و جنون و شهودهای کابوس گونۀ خود از آنها، غایات متعارف هنر کلاسیک – یعنی لذت و آموزش – را واژگون ساخت.
6-  داوید، نقاش بزرگ مکتب کلاسیک، با استفاده از نوع به شدت بی پیرایه کلاسیسیسم به نقد هنر و اخلاق جامعه ای پرداخت که چیزی جز لذت را نمی جست.
7- دومینیک اَنگر، با بهره گیری از فرم های کهن کلاسیسیسم، هنر قرون میانه و هنر شرق ترکیب بندی هایی را به وجود آورد که گاه درون مایه های کلاسیک و گاه  خیال پردازی های شهوانی راه می جست.
8- دولاکروا، که اَنگر از او به عنوان مخرب هنر می هراسید، ادبیات و تاریخ را برای موضوعاتی می کاوید که بتوانند، با اسلوب جذاب و احساس برانگیز وی، بیانگر اهداف شخصی اش باشند.
برخی صاحب نظران بر این باورند که رومانتیسم همچنان تا امروز به حیات خود ادامه داده است.

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.