اهمیت فضای تجسمی معاصر در شکل گیری فرهنگ بصری جامعه: فصل چهارم بررسی دو نمایشگاه چیدمان از دو هنرمند آلمانی

 4-1 گونتر اوکر
نمایشگاهی با محوریت مواردنقض حقوق بشری،
«زخم ها ، پیوندها»
 این نمایشگاه که از 26 شهریور تا 11 آبان 1391 در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد آثار هنرمند و مجسمه ساز آلمانی،«گونتر اوکر» که شامل 14 اثر از سری کارعای « موارد نقض حقوق بشری-14 مورد خاص » بود نمایش داده شد.
این 14 مورد نقض حقوق بشر در واقع اشاره دارد به مواردی که در سال 1992 توسط موسسه برلین مبتنی بر روابط فرهنگ خارجی IFA پایه گذاری شده است.
موسسه ای که توسط دولت آلمان تاسیس شده بود.خشونت علیه اتباع خارجی مقیم آلمان اوکر را برانگیخته تا آثاری را به سبک آرته پورا که در برگیرنده ی متریال های متناقض و متفاوت مثل ناخن،سنگ،خاکستر می شد خلق کند. به گزارش وب سایت رسمی این موسسه،اوکر تلاش دارد با استفاده از آیکون هایی متفاوت دیدگاهش را د رابطه با زندگی و رنج های آن بیان کند. تجربه های اساسی و پایه ای انسانی مانند تجاوز،آسیب،تخریب و همچنین رویکردهای متناقض این فعالیت مثل تلاش های صلح آمیز و جلوگیری از موارد نقض حقوق بشر در آثار وی برجسته هستند. شاید بخش اصلی تمرکز آثار گونتر بر روی این نکته باشد که « رنج های انسانی از انسان ها بر انسان ها نشات می گیرد.»
گونتر اوکر که در سال 1930 میلادی،در خانواده ای روستایی و کشاورز متولد شده است،بیش از 50 سال سابقه فعالیت هنری دارد و درسطح بین المللی سرشناس ترین هنرمند آلمانی در عصر حاضر محسوب می شود.
نگاه انسانی او به رخدادهای جهانی فارغ از هر نوع تعلق خاطر به آیین یا گرایش خاصی،آثار او را علی رغم برخوردداری از زبان مشترک جهانی با سایر هنرمندان غربی متفاوت ساخته است. اوکر که در دهه ی هشتم عمر خود به سر می برد،هنرمندی ساده در عین حالپیچیده است . آشنایی او با هنر شرق و برخورداری از ذهنی فعال و اندشمند، از وی انسانی متکثر ساخته است.
او در مصاحبه ای در سال 1983 گفته است:« هنر در ذات خود توانایی نجات انسان را ندارد، ولی با بهره گیری از ابزار هنری می توان باب گفتگویی را گشود که ما را به اقدام برای حفظ بشریت فرا می خواند»
4-1-1 روز شمار (گونتراوکر)
1930 تولد در 13 مارس در وندورف مکلبنورگ) پدر کشاورز دوران کودکی در شبه جزیره و وسترو، 1949 شروع به یادگیری نقاشی و طرح تبلیغاتی در جمهوری دموکراتیک آلمان سابق – دریافت مدرک کارگرفنی.
1979 – 1953 تحصیل در هنرستان هنرهای کاربردی در و سیمار طرح ریزی و طراحی تظاهرات سیاسی، ویترین فروشگاه ها، یک پلاکارد بیست متری با پرتره استالین و نقش بزرگ شده کبوتر صلح پیکاسو.
تحصیل درمدرسه عال یهنر بولین – وایسنزه – مدیر گروه تئاتر در گروس – شوانژه.
1951 شرکت در بازی های بین المللی جوانان در بلین شرقی. در یک نمایشگاه برلین غربی با دنیای آبسزه کاندینسکی آشنا می شود که هم پریشان می کند و هم تحت تأثیرش قرار می دهد.
1953 اوکر به برلین غربی نقل مکان می کند، و به عنوان یکی از اولین کسانی که ساختمان هایخالی را تصرف می کردند، در خیابان پتسدام، در ناحیه دادگاه اجتماعی دوران رایش، پشت موزه نقاشی جدید که بعداً تالیس شد، ساکن می شود.
1955 – 1957تحصیل در آکادمی هنر دوسلدورف نزد اوتو پانکوک که اوکر به عقاید ضد فاشیستی و اجتماعی او اعتماد دارد. بعد از یک دوره حکاکی های چوبی آبستره و فیلگورتیو، دوره ساختارهای دستی شروع می شود: نقاشی های Fingermalereien و Dreckbild اولین ابژه های میخی (1955 و 1956) 1957 با ایوکلاین، هاینس ماک و اتوپینه آشنا می شود. اولین تابلوهای میخی.
1958 شرکت در نمایشگاه تصویر سرخ که توسط ماک و گینه سازماندهی و در آتلیه آن ها در خیابان کلاد باخ. شماره 69 دوسلدورف برگزار می شد این نمایشگاه نقطه شروع تاسیس گروه ZERO است که اوکر در سال 1961 عضو آن می شود.
1960 نمایش تیراندازی با کمان در فستیوال هنر آوانگارد در پاریس شرکت در نمایشگاه نماشگاه هنر کنکرت در 1961 آکسیون نقاشی منطقه سفیر به مناسبت نمایشگاه Heinz mach , otto
Piene et Gunther ueckerDynamo در Palais des Beaux-Arts در بروکسل.
دومونستراسیون Zero در راین ویژه – دوسلدروف با ابژه های طبیعت ماشین چمن زن، سفره های پلاستیکی سفیر. اولین کارهای میخی با اشیاء مصرف شده. شرکت در نمایشگاه nul در موزه Stedelijk آمستردام 1963 سالن نور، با ماک و پینه، در نمایشگاه ماک پینه اوکر در موزه هاوس لانگه کرفلد.
آکسیون میخ کوبی مبل و اثاثه. اولین جایزه برای Zero  و Gruppoh در چهارمین بنیال سالن مارتیو.
1976 گونتر اوکر و کلاوس رینکه بعنوان دو استاد جدید آکادمی هنر سوار بر شتر وارد آکادمی می شوند. طراحی صحنه و طراحی فیگورها برای اپرای پارسیفال ریشارد واگتر برای اپرای دولتی اشتوتگارت، همراه با گوتس فریدریش. نمایشگاه گونتر اوکر – نقاشی ها و ابژه ها. طراحی های سال های اول فعالیت، باسمه های چاپ و فروتاژ نمایشگاه طراحی فیگور و صحنه برای پارسیفال، گالری دولیت، اشتوتگارت و در تئاتر شهر، اشتوتگارت.
1977 چهار عنصر، گالری فان هورد، انتورپ. میز ترک عادتف فروم فلز برای فستیوال بین المللی بروکنر، لینتس. نقش برجسته های دیواری برای سازمان ملل در ژنو. شرکت در دکومنتا 6، بخش طراحی ها- کاسل . آکسیون هائی در صحرای لیبی: محل تلاقی دو خط، نقطه است، آنجا میخی می زنم، نقطه را من تعیین می کنم. ستون های ناتمام. زدودون ردها و اثرها.
1978 مثله کردن های دستی، تغزل ساختار شکنی و مجسمه سکوت در نمایشگاه سکوت کشتی ها یا بی زبانی در گالری ر کرمان – کلن.
1979 طراحی صحنه اپرای لوهنگرین اثرریشارد واگنر برای فستیوال شهر بایروت، همراه با گوتس فریدریش. شرکت در بینال سوم سیدنی.
1980 مجسمه قایق Chichicastenango برای نمایشگاه نقاشی ایمان – روح آوانگارد در برلین – قصر شارلوتن بزرگ- باغ بزرگ مرکبات- برلین.
1981 مزارع زخمی آتشکده های سیاه برای نمایشگاه سیاه در تالار هنر دوسلدوف. ارکستر ترور و درهائی که به هم می خورند در هامر فابریک در شهر بال اقامات در صحرای غربی: آبرنگ ها و کلاژهای یافته های صحرا.
1983 فهرست آثار، تالار هنر، دوسلدورف، اعطای حلقه قیصر از طرف شهر گوسلار. چیدمان و مانیفست مربوطه انسان به مخاطره افتاده توسط انسان در موزه مونشه هاوس، گوسلار.
1984 سفر به اردوگاه سرخپوستان ناواجو در اریزونا، ایالات متحده امریکا، و مطالعاتی درباره تاریخ سرخپوستان: Blak Mesa، مجسمه های چاقو. سفر با قطار ترانس سیبری در روسیه، سیبری، مغولستان و چین، سفر به ژاپن: ساخت مجسمه های درختی. نمایشگاه در گالری کاماکورا، توکیو. اولین جنگل در نمایشگاه Kunstpranger (چوبه اعدام هنر) در گالری آنه لی بروستن – ووپرتال.
1985 پروژه اپرا مده آ برای اجرا در سالن اپرای شهر کیل، همراه با فریدهلم دوهل (اجرا نشد). شرکت در نمایشگاه های 1985 – 1945. هنر در جمهوری فدرال آلمان در گالری ملی برلین، th Century German Art in the20 در رویال آکادمی هنر لندن، و در گالری دولتی اشتوتگارت، و نمایشگاه German Art 1945 – 1985 در تایپه.
1986 تحت تاثیر فاجعه راکتور اتمی چرنوبیل نقاشی های خاکستر و نیز مجسمه چیدمان زدودن.
شرکت در نمایشگاه موقعیت ها – هنر نقاشی در آلمان فدرال در موزه (التن موزئوم)، برلین شرقی و در آلبرتینوم دوسلدورف.
1987 نمایشگاه در Vasarely Muzeum در Pecs رتروسپکتیو در موزه ویلهلم هاک – لودویگس هافن
1988 اقامت در سئول، کره جنوبی: مجموعه طرح های مرکب چین روان – هان سئل . برپایی یک مجسمه چاقو در پارک المپیک سئول مجموعه حاصل خیزی روی خاکستر ممکن است؟ برای Muzeum sztuki در شهر لوچ (برپایی نمایشگاه در سال 1989) رتروسپکتیو گسترده آثار اوکر- نمایشگاهی با 820 اثر در خانه مرکزی هنرمندان در Krimwall در مسکو. دریافت مدال خدمت ایالت نورد راین – وستفالن
1989 مجممعه عکس های چشم اندازهای معماری. فیلم پرتره گونتر اوکر مانند یک کشاورز روی زمین، ساخته میشائل کلوت، همراه با هوبرت نویربورگ. نمایشگاه Gunther Uecker RFN nowe dziela در موزه Sztuki در لوچ.
1990 نقاشی های خاکستر درگالری ULUV پراگ شرکت در نمایشگاه منطقه D – فضای داخلی، در گالری هنر معاصر – لایپزیگ.
1992 نمایشگاه اوکر در شورین به مناسبت روز اتحاد دو آلمان در موزه شورین. نمایشگاه در موزه هنر مدرن – وین.
1993 سفر به کامبوج، مطالعه هنر خمرها: مجموعه طرح ها با مرکب چین و عکس های نقاشی شده. نقاشی میخ کوبیده – نقاشی لو رفته، گالری هانس اشترلوو، دوسلدورف، معرفی آثار اوکر در نمایشگاه انسان زجر کشیده (14 آلات و ابزار آرامش یافته و 120 واژه های ستیزه جویانه): نمایشگاه سیار انستیتو روابط خارجی اولین نمایش یک مجسمه از مجموعه انسان زجر کشیده در نمایشگاه آلمانی بودن؟ در تالار هنر – دوسلدورف. رتروسپکتیو آثار در بنیاد فرهنگی هیپو، مونیخ. گونتراوکر- آبرنگ ها، گالری شهر رمشاید.
1994 نمایشگاه نامه ای به پکن، سازمان داده شده توسط مرکز هنری هانمو و انستیتو گوته در پکن، قبل از افتتاح لغو شد. (سال 1995 در انجمن جدید هنر برلین نمایش داده شد).
1995 اقامت در ژاپن. غوطه ور غوطه خوردن، Kitakanto Museum of fine Art درگومنا. جایزه بزرگ بیست ویکمین بینال گرافیک در لیوبلیانا. 1996 چندین طراحی با آبرنگ.
1997 ضربه ماشین تحریر- درباره سکوت نوشته ها، در گالری لوهرل، مونشن گلادباخ. ادامه نامه ها (مربوط به معاهده صلح اولم) در انجمن هنر، شهر اولم. سفرهایی به مکزیکو سیتی و هات اسپرینگ در داکوتای جنوبی، ایالات متحده.
1998 سفر به چین. لویوتان، در Artists House اورشلیم. طرح و اجرای اتاق تعمق در ساختمان پارلمان برلین… مدال ماسو و ین – ورشو، به دلیل خدمات فرهنگی فوق العاده اوکر در همکاری آلمان و لهستان.
1999 مجسمه زخم ها- پیوندها در هانوی . نمایشگاه مجموعه حاصل خیزی روی خاکستر ممکن است؟ واژه – نوشته- علامت ، در گالری ارکر- سنت گالن شرکت در نمایشگاه ZERO auw Deutschland 1957 – 1966 در گالری شهر اسلینگن اسلینگن. فیلم دنیای تصاویر و نقاشی های گونتراوکر ساخته میشائل کلوت. جایزه نخست مسابقه پار مجسمه ها در کامپ لینت فورت.
2000 اقامت در ژاپن مجموعه آثار وحشیگری و امید 1 تا 5 برای نمایشگاه میان وحشیگری و امید – وضعیت هائی در مورد قرن بیستم در انستیتو گوته – رتردام. 14 صلیب برای نمایشگاه Lost Paradis Lost – هنر و فضاهای مذهبی، در کلیسای اگیدین – هانوور. زخم ها – پیوندها. گونتر اوکر به مناسبت هفتاد سالگی، درقصر راینس برگ – راینس برگ. عضویت در Orden Pour le merite علوم و هنر.
2001 قطعه گفتاری، قطعه نوشتاری در میدان تاتر در شهر وایمار. اینستالیشن نشانه ها و خط ها، در پارلمان آلمان، ساختمان پاول لوبه – برلین 2002. دریافت مدال بزرگ خدمت با ستاره نشان خدمت جمهوری فدرال آلمان.
2002 شرکت در دیالوگ روسیه – آلمان در پترزبورگ و وایمار. مجسمه هشدار دهنده سقوط در نمایشگاه فقدان هنر در تئاتر ملی – وایمار. شرکت در نمایشگاه آب – شن- پهناور موزه هنر شارجه – امارات متحده عربی. گونتر اوکر – آثار جدید، گالری آکیرا ایده آ- برلین. گونتر اوکر- دیالوگ، موزه هنر مدرن- پاسآوو.
2003 مجسمه های صحنه تداتر برای اجرای ویلهلم تل اثر فریدریش شیللر همراه با تئاتر ملی وایمار. این اجرا در فضای باز و در سال 2004 صورت گرفت. گونتر اوکر – گرافیک ها، موزه لمبروک- دویسبورگ، شرکت در نمایشگاه برلین – مسکو در ساختمان مارتین گروپیوس – برلین . M-ARS هنر و جنگ در گالری نو گراتس، The Spirit of White در گالری بایلر- بازل، نور از بوستن – ابزار کار از دو سلدورف در موزه زپلین- فریدریشس هافن، و نیز ZERO.
2004 شرکت در نمایشگاه های ZERO 1958 – 1968.
Germania e Italia in Palazzo delle papesse, Siena, Declaration –  در سئول و National Museum of ContArt در 100 Artist of Peace Museo Nacional Centro de در Monocromos de Malevich al presente arte reina sofia مادرید.
۲۰۰۵ آثار اوکر در نمایشگاه های زیر شرکت دارند: بیست عنوان در ساختمان مارتین گروپیوس – برلین، در انجمن جدیدهنری برلین و در گالری ملی جدید در برلین، دیالوگ نشانه ها و خط ها با همکاری انستیتو گوته در Milli Reaurans sanat Galerisi در استانبول، ابژه های صوتی: ارکستر ترور، Hommage a John Cage در تالار هنر برمن و گونتراوکر، آن چه هست در موزه کوپرسموله برای هنرهای جدیددر دیوسبورگ.
نشانه گذاری. گونتر اوکر و Yu=Ichi در بنیاد لانگن – نویس – هومبرویش Old words New Expressions, German Artist Gunther Uecker در مرکز هنری آلمان در National Museum of History در تایپه – تایوان، و در Kaohsiung Museum of Fine Arts در تایوان. گونتر اوکر، شع ساختار شکنی، فیلم ساخته میشائل کلوت به سفارش رادیوی غرب آلمان برای آرته. اعطای جایزه فرهنگی روزنامه بیلد 2005 برلین 2006 نشانه ها و خط ه، متن های صلح جویانه از کتاب مقدس و قرآن در لکیسای حضرت مسیح در شهر دورن، با همکاری موزه لئوپولد هوش. نمایشگاه معرفی آثار انسان زجر کشیده در Birla Academy of Art & Culture کولکاتا – هند. Gunther Uecker – Letter to China در تالار هنر (گالری تافا)، تیان جین چین. نمایشگاه معرفی اثار انسان زجر کشیده در موزه گالری ملی – دهلی، و در موزه گالری ملی – بمبئی – هند. Zero، آوانگارد هنرمندان بین المللی در دهه های 1950 و 1960 در موزه کاخ هنر  دوسلدورف، و در موزه هنرهای مدرن، سن اتین Letter to chin  در کودا آپلدورن – هلند.
2007 Letter to china – works on Paper، نمایشگاه انفرادی در اتقا شرکت های بیمه ایالت باواریا – مونیخ. Op Art شرکت در نمایشگاه موزه شیرن – فرانکفورت. شرکت در نمایشگاه Retrospective of Piero Manzoni در Museo Madre –Donnaregina Museum of Contemporary Art در ناپل  – ایتالی. Vertigo شرکت در نمایشگاه موزه هنرهای مدرن – بولونیا – ایتالیا. نمایشگاه انفرادی در NAMOC National Art Musemum of China پکن – چین. گاه شمار یک نا- نمایشگاه بین 73 – 1969 ، شرکت در نماشگاه تالار هنر دوسلدورف، Hommage Fur Gunther Uecker, ein Soiree، دریافت مدال برنز بنیاد کنراد آدناوئر، برلین.
Sound of Art 2008، موزه هنرهای مدرن – زالتسبورگ، Photographs گالری آکیرا ایکدا – برلین . سیل کلمات و وظیفه سکوت، مجموعه هنری نوی براند نبورگ.
Gunther Uecker – Works paper موزه دولتی هنرها اشپندهاوس – رویتلینگن. Post of Ordos، موزه هنر اوردوس – مغولستان. شرکت در نمایشگاه ها: The thin shadow line,Fondazione Mudima، ایتالیا. موضع فشار، مجموعه هنری در سدن، Sotto Voc گالری ایوون لامبرت – نیویورک – ایالات متحده امریکا، ZERO زنده است، تالار هنر وایس هاوپت – اولم. ZERO مرکز کونست لیشت – ایندهوفن – هلند. MEDIATIONS BIENNALE در پوسن.
2009 نمایشگاه معرفی آثار انسان زجر کشده – اولان باتور – مغولستان. شرکت در نمایشگاه ها: 60 سال – 60 اثر، ساختمان مارتین گروپیوس – برلین. Aus/gezeichnet/ zeichnen آکادمی هنرها – برلین . Essential Experiences در Riso Museo d,arte contemporanea della sicilia پالرمو – ایتالیا. مجموعه لنتس، موزه هنرهای مدرن – زالتسبورگ – اتریش. انریکو کاستلانی.
Art of two Germanys/Cold War Cltures در Los Angeles County Museum of Art لس آنجلس – ایالات متحده امریکا. ترک خوردگی در زمان، اداره ثبت اختراعات مونیخ. هنر و جنگ سرد- موقعیت های آلمانی 1989 – 1945، در موزه تاریخ آلمان در برلین و در موزه ملی ژرمنی در نورنبرگ.
2010 گونتراوکر – عملکرد. آثاری از سه دهه در تالار هنر ازنابروک – و در موزه شهر اولم. Gunther Uecke –Works 1995 – 0720 در گالری آکیرا ایکدا در اورا و توکیو – ژاپن. شرکت در نمایشگاه Isole mai trovate در Palazzo Ducale در جنوا – ایتالیا، و در Musee d’art modern در سن اتین- فرانسه . دریافت مدال یان ولم از طرف شهر دوسلدورف برای سهمی که گونتر اوکر در تنوع فرهنگی شهر دوسلدورف بعده داشته و اهمیت کارهای وی بعنوان بخشی از آثار هنرمندان مهم هنرهای تجسمی.
2011 Gunther Uecker – The Early Years در L&M Arts – نیویورک – ایالات متحده امریکا. گونتراوکر- مارپیچ ماسخ ای، تالار هنر شیرن – فرانکفورت – تصویرهای نوشته شده، گالری والتر اشتورمس – مونیخ. شرکت در نمایشگاه ها: 55 سال هنر در دوسلدورف- موزهکاخ هنر – د. سلدورف. Art on Lake موزههنرهای زیبا – بوداپست در پارک شهر، در به در لهستان.
2012 Enrico Castellani e Gunther Uecker در Galleria Internazionale d’Arte Moderna Ca’Pesaro در ونیز – ایتالیا. شرکت در نمایشگاه ها: End of th Earth: Land Art to 1974 در MOCA- لس آنجلس- ایالات متحده امریکا پیدایش نقاشی و فضای واقعی آکادمی هنرها برلین.
گونتر اوکر در دوسلدورف زندگی و کار می کند.
1964 منع کبی پیانو در فروشگاه پیانو کهل در گلزن کیرشن. نمایشنامه Talk of an Ange باس . د . زوانر بیر، اجرا در فرودگاه دوسلدورف شرکت در دمونستراسیون اتاق نور با گروه ZERO در دکومنتا 3 در کاسل.
1965 New York Dancers، یاد گمشده، بزرگداشت مالوویچ، اولین مارپیچ ماسه ای.
آکسیون جنگل سفیر در برن.
Eye در مزه هنرهای مدرن نیویورک. جایزه چهاردمین بنیال جوانان در پاریس.
1966 آتلیه در نیویورک، Zero Garden N.y در گاری هوارد وایس در نیویوک.
میخ هال الکتریکی. آسیاب شنی در گالری شملا – دوسلدورف. ماشین صاعقه در تالار هنر بن.
باران نور برای نمایشگاه نور – هنر – نور در Stedelijk آمستردام – آیدموفن و بعد در دکومنتا 4 در کاسل.
1967 آکسیون طبعیت فلامندری، با جف فرهین در مولهایم، بلژیک.
1968 جابه جا کردن یک کوه سالن هنر بادن – بادن- دمونستراسیون زندگی در مزوخ موزه ها می توانند محل های مسکونی باشند، همراه با گرها دریشتر، اجرای ارکستر ترورو و رقص فریاد در نمایشگاه 14 X 14 هنرمندان جوان آلمان در سالن هنر، بادن بادن. آکسیون سنگرهای خیابانی در فورستن والد، دوسلدورف.
شماره صفر روزنامه اوکر، که تا 1983 مجموعه وازده بار منتشر شد حاوی اطلاعات درباره فعالیت های اوکر بود.
1969 آکسیون رفتن روی برف برای اولین بار Earth Art symoisum در lthaca cornell university شرکت در نمایشگاه Art by telephone در موزه هنرهای معاصر شیکاگو.
1970 تیراندازی به دریا با تیرهای آتشی شرکت در غرفه آلمان درسی و پنجمین بینال ونیز آکسیون خیابان سفید شده در مونشتاو.
1971 آثا آلمانی نمایش داده شده در بینال زاختار گالری هنر ورشو به نمایش در می آیند. اولین نمایشگاه هنر معاصر آلمان در لهستان. گونتراوکر – ابژه های تصویری 1970- 1957، Tmoderna museet, استکهلم شرکت در بینال سائوپائولو: جایزه FundacaoBienal desao Paulo
1972 اتاق سفیر – اتاق سیاه کارنقانهی برای نمایشگاه صحنه راین – روهرو 72 در موزه فولک وانپ، اسن (به صورت فیلم ویدئو) شرکت در نمایشگاه آمستردام / پاریس/ دوسلدروف در موزه گوگن هایم، نیویورک.
1973 سفر پنج ماه به آفریقا
1974 دعوت برای کرسی استادی آکادمی هنر دوسلدروف. ردیف های دستی برای نمایشگاه Struktury در muzenum sztuki در شهر لوچ ویولن میخ کوبی شده.
1975 آکسیون اتاق سیاه- اتاق سفید، در موزه فولک وانگ، اسن، نمایشگاه گونتراوکر، طرح ها، موزه هنر، دوسلدروف. سکوت خط ها و نوشته ها، گالری ارکر در سن گللن.
4-1-2 مصاحبه با الکساندر تولنای دبیر نمایشگاه« زخم ها،پیوند ها»
به بهانه برپایی نمایشگاه گونتر اوکر ،  با الکساندر تولنای دبیر نمایشگاه «زخم ها و پیوندها» که مسئولیت برگزاری این نمایشگاه را به عهده داشت مصاحبه ای انجام شد واز وی خواسته شد توضیحی مختصر در مورد این نمایشگاه بدهد :
آثاری که در این نمایشگاه وجود دارد، نگاه متفاوت هنرمند را به فجایع جنگ  نشان می دهد. هنر واقعیت یا حقایق را باسازی می کند و هنرمند فکر هنری خودش را به صورت ملموس و مادی در می آورد. هنرمند با حضور خلاقانه خودش،فکر تازه ای را به مخاطب خود عرضه می کند و توصیف هنری از پدیده های واقعی ارایه می کند.گونتر اوکر هم سعی می کند دیدگاهش را در رابطه با زندگی و رنج های آن بیان کند. درون مایه اصلی کارهای او خشونت،جنگ و ویرانی ناشی از جنگ است.
در چیدمان « زخم ها و پیوندها » صحبت از واقعیتی است که هم زمان هم زخم میزند و هم مرهم میگذارد. او سعی دارد که با استفاده از پیوندهای بشری،زخم ها را ترمیم کند.
در ورای هر اثر هنری ما یاخالق آن روبه رو می شویم در واقع آثاری که هنرمند به وجود می آورد یک بیوگرافی از خودش است که در آثار اوکر هم این وجود دارد.
گونتر اوکر جنگ جهانی دوم را پشت سر گذاشته و شاهد از بین رفتن و کشته شدن و زخمی شدن آدم ها و همه ی فجایع جنگ بوده است. و آن فشارها تا الان ادامه دارد و قادر به فراموشی آن نیست. به همین خاطر او به باسازی وقایع جنگ می پردازد و نشان می دهد جنگ چه تلفاتی را به بار می آورد.
یکی از عناصری که گونتر اوکر بسیار در آثارش استفاده کرده میخ است که این به زمانی برمیگردد که اوکر در زمان جنگ مجبور می شود برای محافظت از خانواده اش در برابر دشمن با چوب و میخ در و پنجره های خانه را چفت کند.
در این نمایشگاه اوکر نشان می دهد که چطور آدم ها می توانند به هم آسیب بزنند و به هم زخم بزنند و در عین حال می توانند درصدد پیوند و ترمیم این زخم ها برآیند.
گونتر اوکر همچنین در آثارش از عناصر طبیعی مثل درخت،سنگ،خاک و…استفاده کرده است که به خاطر سفرهای زیادی که به آسیا داشته و تحت تاثیر هنر شرق که در آن به پدیده های طبیعی بسیار اهمیت داده میشد،برای نشان دادن این فجایع از طبیعت استفاده کرده است.
در یکی از آثار تنه ی درختی رو میبینیم که سر آن پوشیده از میخ شده است.این اثر در واقع نشان گر وضعیت دنیای کنونی است. سر محل اندیشه و تفکر،بدن نمای بیرون آن. اگر چه بدن خود را طبیعی نشان می دهد،ولی از اندیشه های سر پیروی می کند.
نوشته هایی که به صورت کلمه در گالری ها کنار هم چیده شده اشاره به همان زخم ها دارد که اوکر به فارسی برای نمایشگاه تهران کشیده است. جایگزینی متن به جای تصویر،یک هنر مفهومی که در هنر معاصر به ظهور رسید. هنرمند به جای نشان دادن تصویر از نوشتن کلمه هیی که جزو دغدغه های خودش است استفاده میکند و تصور آن را به مخاطب خودش محول می کند یعنی بیننده جایگزین تخیل هنرمند می شود. هر چه به پایان نمایشگاه اوکر نزدیک می شویم از بار سنگینی در شروع حس می شد کاسته می شود. خشونت از بین می رود و حضور رنگ ها در آثارش نمایان می شود. در گالری های آخر بافت در آثارش تنوع لازم را به آثارش بخشیده است. بیننده در این آثار سکوت را تجربه می کند ولی سکوتی که سرشار از تفکر است. تفکری که با استفاده از ساده ترین عناصر و کم ترین رنگ مخاطب رو به تامل وا می دارد.
4-1-3 گونتر اوکر و گروه صفر
« صفر × صفر مساوي است با هنر». اين شعار افتتاميه يكي از مهم‌ترين نمايشگاه‌هاي هنر معاصر آلمان بعد از جنگ جهاني دوم است،سال 1962. نمايشگاهي كه هنرمندانش يه ايده‌ي ساده بيشتر نداشتن اما ايده‌اشون احتمالاً انقلابي‌ترين ايده‌ي ممكن هم بود. مي گفتن جنگ جهاني دوم پوسيدگي فرهنگ اروپارو آشكار كرده حالا بايد همه چيز رو برگردوند به نقطه‌ي صفر و از ونجا دوباره شروع كرد در واقع داستان اين سرخوشي و انقلابي‌گري ريشه در مشاهده مستقيم برخي از تلخ‌ترين رويدادهاي قرن بيستم داشت. گونتراوكر يكي از اصلي‌ترين هنرمندان گروه صفر بود.
گونتراوكر می گوید: « 14 يا 15 سالم بود. با پدر و مادر و خواهرم در جزيره‌اي در درياچه‌اي در شرق آلمان زندگي مي‌كردم كه اون جا كشاورزي مي‌كرديم تا اين كه يه روز آب تعداد زيادي جسد به ساحل جزيره آورد. جسدها مال بمباران كاپاكرنا و اردوگاه كار اجباري بود. سربازهاي رومي كه اون جزيره‌رو اشغال كرده بودن نمي‌تونستن بوي جسدها رو تحمل كنن باد هم از غرب مي‌وزيد و تحمل بو رو براشون مشكل‌تر هم مي‌كرد. به ما گفتن كه بايد جسدها رو دفن كيم. ما سه تا پسر بوديم تو اون جزيره تنها آدم‌هاي مذكر جزيره ما سه تا بوديم. مردها يا رفته بودن جنگ يا جاي ديگه‌اي بودن. ما سه تا با مادرها و خواهرهايمان مانده بوديم. من و اون دو تا پسر ديگه تمام جسدهايي كه شش هفته پيش مرده بودن خاك كرديم. من به تنهايي تقريباً هفتاد و پنج جسد رو خاك كردم اين براي من خيلي شوك بزرگي بود.»
ايده‌ي برگرداندن هنر به نقطه‌ي صفر البته سابقه‌اش به قبل از جنگ جهاني دوم و گروه صفر برمي‌گردد. هنر آوانگارد نيمه‌ي اول قرن بيستم اساساً مي‌خواست پيوند هنر و زندگي رو كه مدت‌ها بود قطع شده بود رو دوباره برقرار كنه و براي اين كار روي خود هنر تأمل مي‌كرد.
كازيمير مالويچ يكي از شاخص‌ترين هنرمندان آوانگارد مربع سياه رو سال 1915 كشيد نقاشي كه احتمالاً خلاصه تمامي نقاشي‌هاي تاريخ است يه بوم يه پس زمينه كه رنگ سفيد ساده‌اس و يه پيش زمينه يعني سوژه‌ي اصلي نقاشي كه اين جا يه مربع سياه ساده‌اس، برگردوندن نقاشي به نقطه‌ي صفرش براي گونتراوكر اما قضيه يه فرق اساسي داشت. او نمي‌خواست هنر آوانگاردش فقط فكر كردن دوباره به تاريخ هنر باشه. براي اوكر موضوع هنر بيرون از عرصه‌ي هنر مي‌آمد و به اين ترتيب محتواي اجتماعي كار براي اوكر مهم شد.
او می گوید:« من هميشه گفته‌م كه ريشه‌هاي هنر بيرون هنر هستند. با وجود اينكه توي دانشگاه و مدرسه ياد گرفته بودم كه هنر از بطن خود هنر به وجود مياد يعني هنر براي هنر ولي اين نگاه از همون دوران دانشجويي زير سوال بود و به نظرم محكوم بود به شكست. مثلاً وقتي طراحي بدن لخت مي‌كنيم و با مداد همين طور روي آلت جنسي مثلاً كنكاش مي‌كنيم اين به نظرم دروغ محضه. چو مدل خيلي بزرگتره و من وقتي اونو روي كاغذ پياده مي‌كنم اين يه فضاي ديگه‌ايِ، دروغه، حقيقت نيست. اين جا بود كه اين شورشها و اين روش‌هاي كار كردن مستقيم و بي واسطه و بازيگوشي‌ها توي كار من شروع شد. اين كارها خيلي واقعي‌تر بودند. اين كه تبر و چكش و غيره و برداري و باهاشون كار كني مثل همون حرف ماياكوفسكي كه گفته بود شعر با تبر ساخته مي‌شه.»
اوكر به اين ترتيب طراحي و نقاشي به معناي كلاسيك رو كنار گذاشت و به سراغ هنري رفت كه به زندگي واقعي ربط داشته باشد با ابزارهاي زندگي واقعي. چوب و ميخ و تبر و چكش و خاك. اين‌ها ابتدايي‌ترين ابزاري هستند كه تمدن بشري با آن‌ها شروع شد. اما هم زمان عميق‌ترين آسيب‌ها رو هم به طبيعت وارد كردند و نه تنها به طبيعت بلكه حتي به انسان‌هاي ديگر. ميخ و چوب و چكش ابزارهاي شكنجه رو هم مي‌سازند. انسان‌هاي آسيب‌ديده يا زخم‌ها و پيوندها يكي از مهم‌ترين مجموعه‌هاي كه اوكر در دو دهه‌ي اخير اب اين تلقي از هنر خلق كرده. مجموعه‌اي از آثار چيدمان با موضوع زخم‌هايي كه انسان بر انسان وارد مي‌كند. آثاري كه هم شبيه ابزارآلات بدوي كشاورزي آن همون ابزارهايي كه گونتراوكر جوان در مزرعه پدري باهاش كار مي‌كرد وقت جنگ جهاني دوم و فاشيستم اتفاق افتاد و هم شبيه آلات شكنجه‌ان. نمايشگاهي كه تا امروز در ده‌ها كشور آرام و بحران زده جهان به نمايش در آمده از جمله ايران.
گونتراوكر «اين پروژه اينطور شروع شد كه از من خواسته شد مجموعه‌اي درست كنم عليه جداسازي سياهان و سفيدها. من براي نلسون ماندلا طراحي انجام دادم به عنوان هديه براي شصت كودك يتيمي كه به فرزندي قبول كرده بود. بعد نمايشگاه جاهاي مختلفي هم به نمايش درآمد. هر جايي كه دعوت مي‌شم معمولاً افراد يه آشنايي اوليه با كار دارن. در تهران هم موزه هنرهاي معاصر از طريق وزارت فرهنگ و سفارت آلمان منو دعوت كرد. يه گروهي هم كمك كرد كه بتونيم براي خرج نمايشگاه كمك بگيريم و مشكلات اجرايي رو حل كنيم. اما نكته‌اي كه بايد بگم اين بود كه آثار رو به هيچ شكلي نمي‌شد بفرستيم ايران در اروپا شركت بيمه‌اي كه كارها رو بيمه كنه نبود.
اين شد كه من يه بيمه فدرال از وزارت فرهنگ آلمان خريدم وگرنه نمي‌شد حمل و نقل كارها رو بيمه كرد. از طريق دريا هم نمي‌شد كارها رو فرستاد به اين دليل تصميم گرفتيم از طريق زميني كارها را بفرستيم. از طريق تركيه و كردستان با كاميون و دو تا كانتينر بزرگ. اين كارها قبلاً در شيلي و نيوزيلند و چاپن و چين هم بودن و حالا به تهران مي‌رسيدن و اين براي من خيلي خوشحال كننده بود.»
اوكر تا امروز مجموعه زخم‌ها و پيوندها رو در شهرهاي مختلفي به نمايش گذاشته. از سارايووي جنگ زده‌اي كه دم مرز ارتش جعبه‌هاي آثار هنري با تفنگ باز كرده تا بازرسي كند تا شيلي تحت حاكميت ديكتاتوري نظامي. معتقدِ هنر نمي‌تونه آن را نجات بده اما مي‌تونه گفتگو درباره‌ي نجات انسان رو تسهيل كنه. يك بخش از كار از واژه‌هاي برگرفته از انجيل يا آلمان نازي هست كه همه به نوعي شكنجه ربط دارن. اين واژه‌ها در هر شهري كه نمايشگاه سفر مي‌كنه به زنان همون جا دوباره نوشته مي‌شن.
گونتراوكر در این مورد می گوید: «اين‌ها همون كلمه‌ها هستند به فارسي كه من براي نمايشگاه تهران نوشتم زخم، شكنجه، هتك حرمت، خفگي با گاز. تازيانه. ميخ زدن، كلمه‌هايي كه اشاره به زخم زدن دارند.
اين وسايل معاني مختلفي رو تداعي مي‌كنه آدم مي‌تونه بگه اون‌ها شبيه ابزارهاي شكنجه‌ان و براي شكنجه كردن درست شدن خوب اين تعمدي بوده. از طرف ديگه مي‌شه گفت كه شعر همون اندوهه. اندوه و ماخولياي يه وسيله كشاورزي كه قبل از زمستون تو مزرعه رها شده و الان برف روشو پوشانده. زمين به خواب زمستاني رفته و اون وسيله در آرامش روي مزرعه برفي آرميده. ماخوليا اون جاست كه بهار كه برسه اين ابزارها جلو ميان و حالا شروع مي‌كنن زمين رو مجروح كردن. اگه به كارهاي من از همون اواسط و اوايل دهه 1950 نگاه كنيد مي‌بينيد كه مشابهت‌هاي زيبا شناسانه‌ي زيادي بين كارهاي من و فعاليت‌هاي مربوط به مزرعه وجود داره. مثل زماني كه مزرعه رو شخم مي‌زني و خط‌هاي بي‌نظيري روش شكل مي‌گيره و بعد از كنارش رد مي‌شيد و دونه رو مي‌كاري  بعد كه از بيرون نگاه مي‌كند و به خودتون مي‌گيد عجب كاري كردم. تا همين امروز اين نكته توي كار من خودشو حفظ كرده حتي من اسم بعضي از كارهامو مزرعه يا ساختار مزرعه گذاشتم. يا مثلاً كارها رو به صورت افقي مي‌سازم. يه بوم رو افقي مي‌زارم روي زمين و روش مثل زمين كار مي‌كنم. مثل نقاشان آبستره نيستم كه مي‌رن از عقب به كارشون نگاه مي‌كنن مي‌گن اينش كمه اونجاش بايد اون كارو بكنم. توي مزرعه اگه عقب عقب بريد كه نگاه كنيد ممكنه بيافتيد توي چاله. براي همين اگه مي‌خواين از عقب بهش نگاه كنيد خطر افتادن تو گودال هست براي همين بوم رو بهتره همون افقي بذاريد بمونه. ببينيد چه اتفاقي افته اما به كار ادامه بدهيد. از طريق كار و عمل و از طريق گسترش حوزه‌ي عمل هم به كمك انگشتها و دست‌ها و بازوها و حركت خودم از اين طريقه كه يه نشانه‌ي انساني خلق مي‌شه.
حقيقت اينه كه ما عدت كرديم دنيارو با ابزارهاي تحليلي خودمون تقسيم‌بندي كنيم تا بتونيم هضمش كنيم اما اگه مي‌خواين خودتونو تسليمش كنيد بايد كاملاً خودتونو با هر چيزي كه هر جای جهان داره اتفاق مي‌افته آميخته كنيد.
4-1-4 سخنرانی های مربوط به نمایشگاه« زخم ها ، پیوندها»
اصغر اميرنيا؛ سرپرست مركز هنرهاي تجسمي – وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با قدردانی از برگزار نمایشگاه « گونتر اوکر» و دست اندرکاران برگزاری این  نمایشگاه گفت:
جهان معاصر تشنه صلح  و معنويت است و از جنگ و خونريزي در سده‌هاي اخير گريزان، انسان امروزي به سرعت در مسير پيشرفت و توسعه كه هنوز كينه و خشونت حقوق و آرامشش را در آن تهديد مي‌كند.
هنر از گذشته همواره از مهم‌ترين بسترها براي ايجاد صلح و دوستي ميان ملت‌ها و انسان‌ها بوده و هست و هنرمندان در آثار خود با نفي خشونت، صداقت و عدالت را زيبا و گويا به تصوير كشيده‌اند تا كينه و دشمني رنگ ببازد و محبت و دوستي اوج گيرد. هنر در جست‌‌وجوي حقيقت است و از فطرت پاك و انديشه متعالي برمي‌آيد و از زباني جهاني و فراگير نيز برخوردار است نقش تاثيرگذاري در پيوند و ارتباط انسان‌ها و ملت‌ها تا رنگ، نژاد و زبان و فرهنگ متفاوت دارد و امروز كه زخم‌هاي خشونت جسم و جان انسان‌ها را در آثارشان فرياد كنند.
گونتراوكر، هنرمند شاخص آلماني نمونه و مصداقي از هنرمندان است كه زخم‌هاي جهان معاصر را مي‌بيند و مي‌كوشد فرهنگ‌ها و ملت‌ها را پيوند دهد. اوكر معتقد است هنر به تنهايي نمي‌تواند انسان را نجات دهد اما مي‌تواند گفت‌وگويي بين انسان‌ها و ملت‌ها و فرهنگ‌ها را جانشين خشونت و كينه سازد.
موزه هنرهاي معاصر تهران، با توجه به جريان‌هاي هنر معاصر، تبادل هنري با ديگر كشورها و نوع نگاه ؟؟ اوكر كه دوستي و گفتگو بين ملت‌ها را در آثارش تجلي مي‌دهد، آثار اين هنرمند را به نمايش گذاشته است تا دوستداران هنر با آثار هنرمندي از غرب كه جريان‌هاي روز هنري را مي‌شناسد و با انديشه‌هاي معنوي و فرهنگ شرق ارتباط دارد، آشنا شوند.
* برند اربل – سفير سفارت جمهوري فدرال آلمان در ايران
نمايشگاه زخم‌ها – پيوندها با ارايه آثاري از گونتراوكر يكي از فرازهاي درخشان در روابط فرهنگي ايران و آلمان طي سال‌هاي گذشته را ترميم مي‌كند.
محوريت اين آثار را در دو مقوله زندگي و مرگ تشكيل مي‌دهند. گونتراوكر در آثار خود با ترسيم پر احساس و در عين حال خشن، لطيف و با صلابت زندگي و مرگ همه ما را تحت تاثير قرار داده و تكان مي‌دهد.
گونتراوكر خود مي‌گويد، اگر دو حوزه زمان و فضا به من مجال دهند، به تمام روياهايم جامه عمل خواهم پوشاند، اين كلام هنرمند، بيانگر توان بي پايان نيروي خلاقه او و استعداد باور نكردني وي در الهام بخشي است.
اين جانب بسيار خرسندم كه با افتتاح  اين نمايشگاه بي بديل بازديدكنندگان ايراني موفق خواهند شد در پندارهاي اين هنرمند سهيم گردند. اميدوارم كه در آينده نيز بتوان اين دست پروژه‌ها را عملي ساخته و بدين وسيله روابط فرهنگي ايران و آلمان را استمرار بخشيده و گامي بزرگ در راستاي درك متقابل ملت‌ها از يكديگر برداشت.
همچنین احسان آقایي؛رئيس موزه هنرهاي معاصر تهران در مورد برگزاری این نمایشگاه چنین گفت :
موزه هنرهاي معاصر تهران همواره كوشيده است تا با نمايش آثار هنرمندان بزرگ ايران و جهان، بستري مناسب براي آشنايي علاقه‌مندان با هنر روز دنيا فراهم سازد و در اين راستا نمايشگاهي از آثار «گونتراوكر» كه از نامدارترين هنرمندان آلماني پس از جنگ جهاني دوم به شمار مي‌رود را در معرض ديد هنر دوستان قرار دهد.
گونتراوكر هنرمندي ساده و در عين حال پيچيده است كه آشنايي وي با هنر شرق و برخورداري از ذهني فعال و انديشمند، از وي انساني متكثر ساخته است. نگاه عارفانه‌ي وي به هنر آسيا و برخورداري از درون‌مايه‌هاي هنر اروپاي شرقي آوانگارد دهه‌هاي بيست و سي ميلادي به نحوي بارز در آثارش نمايان است. درك آثار او در مرز گوشه و كنايه است و تمركز بيش از آن كه روي اثر هنري باشد، روي ارتباطي است كه بيننده با اثر پيدا مي‌كند در آفرينشهاي او مشاركت فعال بين مخاطب و اثر هنري كاملاً مشهور است و بيننده تنها ناظري منفعل در مقابل آثار نخواهد بود.
* الكه اوس دم موره – رئيس بخش هنر موسسه روابط فرهنگي خارجي (ifa)
ارتباط متقابل هر گفتمان فرهنگي بين انسان‌ها، از سرزمين و فرهنگ‌هاي متفاوت را تشكيل مي‌دهد. موسسه روابط خارجي موسوم به (ifa) وظيفه خود در راستاي درك متقابل و تعميق تفاهم را در اين مي‌بيند كه با برگزاري نمايشگاه‌هاي گوناگون در جهت تبادل هنر همت گمارده و بدين ترتيب تصويري واقع‌گرايانه و متنوع از آلمان را ترسيم نمايد.
براي تحقق اين هدف، هيچ هنرمندي مناسب‌تر از گونتراوكر نمي‌باشد زيرا ردپاي علاقه به گفتمان با ديگر فرهنگ‌ها در كليه آثار وي مشهود است. موضوعي كه وي در آثارش به آن‌ بها مي‌دهد، تهديد انسان براي ديگر انسان‌هاست. او با بهره‌گيري از ابزار هنري موضع‌گيري كرده و گفتمان هم تراز براي كسب تفاهم را با هدف بيان اين مطلب مطرح مي‌كند، كه مخاطرات براي انسان ناشي از كنش وي است، مثلاً با ساخت سلاح‌هاي مخرب‌تر با انهدام طبيعت و بهره برداري نادرست از آن.
يك بخش از آثار اين نمايشگاه بيش از 20 سال است كه در حال سفر بوده و به صورت نمايشگاه سيار ifa در سراسر دنيا به نمايش در آمده است. در سال 1993، هنرمند به مدت شش ماه اقدام به خلق يك مجموعه به هم مرتبط آثار هنري نمود. وي به ارايه چهارده اثر و يا آن گونه كه خود از آن‌ها به عنوان آلات و ابزار نام مي‌برد، برداشت‌ها و احساس خود از زندگي و رنج به تصوير مي‌كشد و به كار بر روي درك موقعيت‌هاي زيستن، احساسات و تجربيات زندگي مي‌پردازد. او به مثابه يك زلزله‌نگار همه مولفه‌ها را ثبت و تبديل به تابلو، اثر هنري يا چيدمان مي‌نمايد. مؤلفه‌هايي مانند خشونت، زخم زدن يا ويرانگري كه در مقابل آن ملاحظات آشتي‌جويانه و التيام‌بخش را قرار مي‌دهد.
اين آلات و ابزار به آرامش رسيده، ديگر توان آن را ندارند كه تهاجم كرده و جراحت وارد نمايند، چه خود به قرباني بدل شده‌اند، ابزاري ناكارآمد و ترحم برانگيز. بدين گونه است كه واژه خشونت، در قالب يك اثر هنري قاب شده و در نمايشگاه ملاحظه مي‌شود، اثري كه وي آن را در سال 1992 تحت عنوان جراحت انسان توسط انسان كه برگرفته از كتاب مقدس است، به روي كاغذ آورد. اوكر اين مطالب را در وهله اول به زبان آلماني، به مثابه يك اقرار نامه و سپس به ديگر زبان‌ها نگاشت. وي براي نمايشگاه خود در تهران اين واژگان را به زبان فارسي نيز به رشته تحرير در آورد. از آن جايي كه اوكر در آثار خود هم زمان مجرم و قرباني است، خود بدل به يك اعتراف، حتي به يك هشدار مي‌گردد و انگشت اتهام را به هيچ سو نشانه نمي‌گيرد. كار هنرمند روي اين مجموعه هنري از طريق عكس‌هاي گوناگون و يك فيلم ويديويي مستند شده است كه در نمايشگاه نشان داده مي‌شوند و هنرمند را در حال كار، ايجاد جراحت و پانسمان كردن زخم‌هاي ناشي از آن، نشان مي‌دهد.
اينگونه است كه انسان رنج ديده به محور نمايشگاه بدل مي‌شود و نهايت تبلور عيني آن، شخص هنرمند است. وي به عنوان هنرمند خلاق، نقش عيسي مسيح را پذيرا مي‌شود و تلاش مي‌كند كه در قالب تصوير، رنج و محنت را درك كرده و عينيت بخشد. اين نقش به دليل بازيافت خلاق آن در هر نقطه از نمايشگاه به واقعيت بدل مي‌شود و به مدد آن هنرمند به بازآفريني اين آثار پرداخته و هر بار رنج و محنت را به آيين بدل كرده و دگر بار تجربه مي‌نمايد. بدين گونه است كه اين نمايشگاه به تجربه‌اي بي‌نظير بدل مي‌گردد. اطمينان دارم كه نمايشگاه در تهران نيز مخاطب خود را پيدا خواهد نمود.
تحت تاثير سرزميني با تنوع بهشتي كه عينيت آن در گستره پهناور دشت‌هاي آرميده در ميان كوه‌هاي كهنسال نهفته است. و متأثر از آگاهي موجود، كه ناشي از وقايع انقلاب و تقاطع آن با جهان معاصر و پر مخاطره است با شما سخن مي‌گويم. تحت تاثير اقامت در تهران، آكنده از نگاه‌هاي محبت‌آميز به ديدگان اثرگذار و نيروبخش بانوان با شما سخن مي‌گويم. آشكارا مي‌توان بازتاب آن را در اشك‌هاي من ديد كه خاطرات را با دلتنگي در هم آميخته و ديدارهايي را بار ديگر در ذهن مرور مي‌كند كه آكنده از وقار محبت‌آميز بوده و حكايت از هم خواني چند وجهي تن پوش با لطافت ذاتي دارد. ذات برتري طلب مردان، كه تشنه اثبات خويش در جلب معبود و در عين حال خويشتن‌داري است. چالش آكنده از سلطه و تسلط به ذات خويش را در درون او به وجود مي‌آورد تا در غايت او را به راه پروردگار رهنمون شود.
غروري ملموس، برخاسته از تاريخ تمدني چند هزار ساله، بسترساز مسيري است كه با تأثيرپذيري از راه‌هاي بازرگاني، از ميان سرزميني ناز، گذر كرده و تاثير خود را به جاي گذاشته و الهام‌بخش تمدن، فرهنگ و باورهاي ادبي اروپا نيز بوده است.
تحت تاثير موزه هنرهاي معاصر تهران كه مجموعه اي از شاهكارهاي هنرمندان سراسر جهان را در خود جاي داده  و گنجينه ارزشمند و منتخبي قابل تأمل از بهترين‌هاست.
و نمايشگاهي با عنوان: زخم‌ها پيوندها.
زخم انسان ناشي از كنش انسان.
در اين مجموعه آثار و مجسمه‌هايي از جمله ابزار كشاورزي، ادوات شكنجه و واژه‌هاي آزار دهنده برگرفته از انجيل را به معرض نمايش گذاشته‌ام.
تهديد انسان، خطرات موجود براي او و آسيب‌پذيري انسان محتواي نمادهايي هستند كه در اين نمايشگاه ارائه گرديده است.
بيان اين محتوا گاه به كمك واژگان و گاه بدون آن، خالق ارتباط هنرمندان است.
هنر توانايي نجات انسان را ندارد اما با بهره‌گيري از امكانات هنر، گفتماني ميسر مي‌شود كه بقاء انسان را طلب نمايد. گونتراوكر 1391
 مهدي حسيني – پژوهشگر تاريخ هنردر مورد نمایشگاه  گونتر اوکر افزود:
جاي بسي خوشوقتي است كه موزه هنرهاي معاصر تهران ميزبان هنرمند برجسته آلماني، گونتراوكر، در اين فصل هنري است. گونتراوكر در بستر سياسي – اجتماعي غرب رشد كرده و آفرينش آثارش در آن ديار به سامان رسيده است، ولي از سرچشمه‌ها و فرهنگ شرق تغذيه مي‌كند و آثار تجربي و پيشتازش را شكل مي‌بخشد. اوكر در حقيقت پيوندي است ميان شرق و غرب. زماني كه اين دو واژه در كنار يكديگر قرار مي‌گيرد، بلافاصله ديوان غربي – شرقي يوهان ولفانگ فن گوته (1832-1749) در ذهن زنده مي‌شود كه نزديك به دو قرن پيش، با الهام از فرهنگ غني شرق، و به ويژه ايران، سروده شد.
گوته براي نگارش ديوان غربي – شرقي از 42 منبع معتبر سود برد، كه مهمترين آن‌ها قرآن كريم، ترجمه: ت آرنولد، ديوان حافظ، برگردان جوزف فن هامر، گلستان سعدي، ترجمه: آدامو الئاريو و ليلي و مجنون جامي ترجمه: هارتمن بود.
در حقيقت ديوان غربي – شرقي گوته گفتگوي ميان دو فرهنگ است. «نه براي اينكه يكي از اين دو برتر از ديگري به حساب آيد، بلكه براي نشان دادن اين نكته كه آن جوان چگونه در آغوش اين پير آرام مي‌گيرد و چگونه اين پير به وجود آن جوان اميدي نبرد. ديوان غربي – شرقي در دوره‌اي سروده مي‌شود كه جهان در تب و تاب تعصبات ملي است و شعر گوته به اين نگرش مي‌خندد و به بشريت احترام مي‌گذارد.» (صفوي، 1379: 33)
پس از گذشت دو قرن، در زماني كه مجدداً در التهاب جنگ‌هاي بي امان مي‌سوزد و هر روز جهان در چنبره فجايع انساني (كه نيچه در نيمه دوم سده نوزدهم ميلادي وقوعش را اعلام داده بوده) تقلا مي‌كند، هنرمندي از سرزمين انديشه و فلسفه ظهور مي‌كند تا پيوند مجدد و دايمي غرب و شرق را بازآفريني نمايد، ديوارها و سدها برآمده از انديشه‌هاي خشك و جزم را فرو ريزد، تعصبات ناشي از جهل را از ذهن بزدايد، دل‌ها را مصفا ساخته و انسان‌ها را به يكديگر نزديك كند.
در نخستين سروده از ديوان غربي – شرقي، تحت عنوان «هجرت» گوته اين گونه مي‌سرايد،
شمال و غرب و جنوب در هم مي‌شكنند،
تخت و ديهيم فرو مي‌پاشند، امپراتوري‌ها به خود مي‌لرزند،
بيا و از اين ديار بگريز، در شرق پاك
تن به نسيم پدر شاهي بسپار،
تا كه چشمه خضر، در بر عشق و مي و آوازها
شور ايام جواني را به تو باز دهد.
در آن ديار، در پاكي و صفاي دل
پيوند تبار آدميان را به روزگار وصل خواهم خواست؛
به روزگاري كه كلام آسماني را به زباني زمينيان مي‌شنيديم؛
و در پي حقيقت، فكر خود رنجور نمي‌ساختيم؛
آن‌ جا كه پدران را محترم مي‌داشتند،
خدمت بيگانگان را تن نمي‌دادند،
آن جا كه دل به عنان گسسته جواني
خوش خواهم داشت
اي حافظ قدسي، به گرمابه و ميخانه
مي‌خواهم به تو انديشم،
آن‌گاه كه نگار نقاب پس مي‌زند،
آن گاه كه جعد مشكينش عطر مي‌پراكند،
آري كه نجواي عشق شاعر
حتي حوريان را به هوس خواهد آورد.
به اين هنر شاعر رشك مي‌بريد،
اما بدانيد كه سخن شاعر
همواره بر گرد دروازه بهشت در پرواز است،
آهسته به كوبه مي‌زند
و حيات جاودانه مي‌طلبد.
(گوته 1379: 47-45)
گونتراوكر رنگ‌هاي متنوعي در آثارش به كار نمي‌بندد. رنگ در آثار وي نه صورت كمّي، بلكه صورتي كيفي دارد. محدود به رنگ‌هاي كرم و خاكستري و سياه است. اوكر مانند هنرمند ذن – بوديت هنرمندي خاكي است كه مي‌تواند در يك دانه شن و مشتي تربت جهان را به نظاره نشيند و در انديشه‌هاي پاك و بيكران غوطه‌ور شود.
(Letters to Beijine) با بهره‌مندي از تجربه هنرمندان ذن بوديت و كاليگرافي شرق دور كه حد متوسط آن 300×500 سانتيمتر است را شكل مي‌بخشد. رنگ سياه در اين آثار نقش تعيين كننده‌اي دارد. سياه در اين مجموعه آثار نمايشگر نور است و مخاطب به انديشه‌هاي عرفاني متفكران شرقي چون شيخ محمود شبستري نزديك مي‌شود، كه مي‌گويد:
سياهي گر بداني نور ذات است         به تاريكي درون آب حيات است
سيه جز قابض نور بصر نيست         نظر بگذار كين جاي نظر نيست
در پرده بزرگ نامه‌هاي پكن، گونتراوكر، از عامل پويايي و حركت كاليگرافي شرق دور بهره جست و آن را در قالبي تازه ارايه داشت. اين آثار بر خلاف آثار كلاسيك اروپايي در محدوده بوم به «بند» كشيده نشده، بلكه، رها و آزاد، به مانند طومارهاي شرقي، از سقف تا سطح زمين آويخته شده‌اند. رنگ‌ها در اين دسته آثار، مجدداً اندك و عناصر نيز در حد متعارف‌اند. ولي با همين عوامل محدود، اوكر فضاي متعالي را ايجاد مي‌كند كه فرد در آن به تأمل و مراقبه نزديك مي‌شود.
در سفري كه اوكر، در سال 1994 به تبت داشت طومارهاي افقي بلندي (به طول چهار متر) خلق نمود كه تنها از نقطه‌هاي بزرگ و كوچك سياه تشكيل شده بودند. اوكر اين نقطه‌هاي مكرر سياه را، بازآفريني عيني نواي آهنگين طبل راهبان بودايي مي‌داند كه به هنگام مناسك دعا، به پوست طبل‌ها مي‌كوبند (Uecker: 2007، 392)
(طومار هفت بخشي، مركب چين روي كاغذ، حدود 400×30-20 سانتي‌متر 19940، تصوير در صفحه 91)
مجموعه خصوصي، اين غددها و آفريده‌هاي بسيار ديگري از اين دست، نشان از روح جستجوگر، تجربي و در عين حال متعالي انسان معاصري دارد كه در پي يافتن معنايي بيرون از دايره محدوديت‌هاي متعارف است. از اين طريق، اوكر مخاطب را با لايه‌هاي از جهان عرفاني دمساز مي‌كند، كه گرچه سخنانش كوتاه و نوايش در حد فاصل زمزمه و خاموشي است ولي تجربه بيكراني را پديدار مي‌سازد كه ژرف و پايدار است.
«اشياء ميخي» (Nailed objects) گونتراوكر جايگاه ويژه اي در مجموعه آثار وي دارد.
براي ما ايراني‌ها، اين آثار ميخي، به نوعي خطوط ميخي (cuneiform) دوره هخامنشي را تداعي مي‌كند. با اين تفاوت كه خط ميخي (cuneiform) را مي‌توان خواند و از اين طريق پيام را دريافت كرد ولي خوانش آثار ميخي گونتراوكر شكل نويني به خود مي‌گيرد كه تا پيش از اين تجربه نشده است در اين مجموعه آثار، اوكر، با اضافه كردن ميخ به لبه كادر (كه از نخستين تجربه‌هاي وي در اين زمينه است) كادر بسته تصوير در هم شكسته مي‌شود. فضا شكافته مي‌گردد و محدوده بسته كلاف به اطراف گسترش مي‌يابد. اوكر خود در اين زمينه اشاره داشته است: «هنر به محدود سطح تصوير خلاصه نمي‌شود. با كوبيدن ميخ در اطراف يك بوم، چهارچوب تصوير، به سطح ديوار، مبلمان و ديگر اشيايي كه ما را احاطه كرده‌آند گسترش پيدا مي‌كند. به اين ترتيب هنر تمام جهان را در بر مي‌گيرد. (uecker، 66: 2005). افزون بر اين ماهيت عيني و جسمي اشياء شناخته شده روزمره در هم شكسته مي‌شود، ماده تبديل به فضا شده و شكل تازه اي از همان شكل، صندلي، پيانو، كابينت، بوم و … در قالب نقطه و خط (شكل ميخ) ارايه مي‌شود كه تا به آن روز به تجربه در نيامده است.
گونتراوكر هنرمند متفكر عارفي است كه در تجربيات متكثرش، مخاطب را به انديشه و مراقبت هدايت مي‌كد و پيش از آن كه يك هنرمند منطقه‌اي باشد، هنرمندي جهاني است كه از ريشه‌هاي فرهنگ شرقي تغذيه مي‌كند و با رويكردي تجربي و نوين در آفرينش آثارش، از آن سود مي‌برد.
گوته را غربي‌ها به خاطر فاوست، شرقي‌ها براي ديوان غربي – شرقي و دانشمندان علم فيزيك به واسطه نظرياتش درباره رنگ‌ها برايش احترام قائلند و ستايش مي‌كنند. درست مانند حكيم عمر خيام كه به خاطر رباعيات و هم به عنوان يك رياضيدان و هم به لحاظ دانش گسترده‌اش درباره هيأت و نجوم در جهان شهرت دارد.
ولي اغلب هنرمندان گوته را هم به واسطه فاوست هم به خاطر ديوان غربي – شرقي و هم به لحاظ نظريه رنگش مي‌شناسند و محترم مي‌شمارند. گونتراوكر نيز هم به خاطر كارهاي آغازينش كه از سطوح بافت‌دار پوشيده و هم به واسطه آثار متأثر از كليگرافي شرق دور و هم به لحاظ كارهاي تجربي‌اش عزيز است و در ذهن‌ ما جا دارد.
الكساندر تولناي (دبير نمايشگاه) زخم ها و پیوندها در مورد آثار اتوپینه چنین گفت:
گونتراوكر يكي از مهم‌ترين و در سطح بين‌المللي سرشناس‌ترين هنرمندان آلمان در عصر حاضر است. حتي پنجاه سال پيش هم اوكر در صف اول نوآوري هنري مغرب زمين جا داشت، از جمله به عنوان عضو گروه آوانگارد ZERO شناخته شده است. گروهي كه در اين فاصله جنبه افسانه‌اي پيدا كرده است. اوكر از اهالي شرق آلمان است. مانند عهد باستان كه دنيا به خاور و باختر تقسيم شده بود، سرزمين هنرمندان هم بيش از چهل سال به شرق و غرب تقسيم مي‌شد. باورهاي سياسي گونتراوكر او را به سمت غرب آلمان كشاند، اما قلبش هيچ گاه تپيدن براي زادگاهش در شرق را فراموش نكرد. زماني كه اوكر پا به آزادي گذاشت، علاقه‌اش به مناطق درودست دنيا كه حالا راحت‌تر در دسترس بودند، بيشتر بودند، بيشتر شد. اوكر در زمان جنگ سرد كه اجازه ديدن زادگاهش را نداشت، دست به مسافرت‌هاي طولاني به كشورهاي خارج از اروپا زد. در طي اين سفرها جهان ناشناخته‌اي را كشف كرد با ايده‌هاي بكر و حسي كه به او شناخت‌هاي تازه و انگيزه‌هاي تعيين كننده براي كارش داد. بر خلاف گوته كه هرگز مشرق زمين را نديد و الهام‌بخش كارش در «ديوان غربي – شرقي» كتاب‌ها و نوشته‌هاي مختلف بودند، تاثيرپذيري و برداشت‌هاي اوكر از كشورهاي ديگر در محل و بلاواسطه بود. با مطالعه اديان و نشست و برخاست با پيروان فرهنگ‌هاي مختلف، جهان‌بيني و بردباري او در برابر دگرانديشان تقويت شد. اوكر هم شاهد فقر و تنگدستي بسيار بود و هم شاهد بي‌عدالتي، هم انسان رنج كشيده (عنوان يك دوره از كارهايش) و نيازمند را ديد و هم غناي باورنكردني زيبائي و تنوع خلاقيت انسان را. اين تجربه‌ها در پايداري در هنر او به جا گذاشتند و تا امروز مشخصه آثار او مي‌باشند. همچنين براي اوكر يافتن محتواي تازه‌اي از هنر در همان كارهاي اوليه‌اش هم اهميت داشت. از همان ابتدا در آثار او جستجوي دركي نو از آزادي شكل گرفت كه اين تلاش در انتخاب فرم هنري تجريدي خود نشان مي‌داد. اوكر در انتخاب اين فرم به اين نظريه كه مواد، بيان تجسمي بلاواسطه است،‌ توجه داشت. همچنين بعدها و به سبب سفرهايش كه طي آن‌ها آگاهيش نسبت به خطرهاي عيني كه طبيعت و انسان را تهديد مي‌كنند، مدام بيشتر مي‌شد. اين مساله حس مسئوليتي كه يك هنرمند براي تاثيرگذاري از طريق آثارش نياز دارد، در وي افزايش مي‌يافت و در نتيجه در كارهايش هر چه بيشتر به آن تهديدهايي پرداخت كه موجوديت وجوه مختلف زندگي‌ها را به خطر مي‌افكنند.
اوكر با آثارش همگان را به حفظ هر آن چه كه انساني است، فرا مي‌خواند. نمايشگاه تهران از نظر تكنيكي از دو بخش تشكيل و كارهاي مربوطه با توجه به مشتركات هر بخش در گالري‌هاي مختلف موزه جاي گرفته اند: در يك جا نقاشي‌ها و اينستاليشن‌هاي دوره انسان رنج كشيده و در جاي ديگر آثار روي كاغذ كه از حفظ نظر محتوايي بيانگر تمايل هنري اوكر كه در ابتدا شرح داده شد، هستند. در همين جا بايد توضيح داده شود كه اين مجموعه فعاليتها كه مورد حمايت وزارت امور خارجه آلمان مي‌باشد و طرح آن را موسسه روابط خارجي (ifa) داده است، بخشي از نمايشگاه سياري است كه طي بيست سال گذشته در بسياري از كشورها به نمايش گذاشته شده و همه جا به عنوان فراخواني عليه خشونت و درخواستي براي صلح و آشتي مورد استفاده قرار گرفته است.
كارهايي كه در پنج گالري اول به نمايش درآمده‌اند، به طور عمده زبان شكل در هنر اوكر را نشان مي‌دهند. اين آثار يك مشخصه واحد دارند، و آن ماديت برگرفته از طبيعت آن‌ها است و اكثراً رنگ مايه سفيد و خاكي دارند. استفاده از رنگ سفيد در كارهاي اوكر شاخصه كلي است اما در اين نمايشگاه نمادين بودن اين رنگ وزن خاصي دارد چون سفيد نه فقط در آلمان، بلكه در ايران هم نماد خلوص پاكي و صلح است.
به نظر اوكر «سفيد نقطه اوج نور، پيروزي بر تيرگي» است. اوكر مي‌گويد:
«دنياي سفيد، دنيايي است انساني، كه انسان در آن پي به موجوديت رنگين خود مي برد» كه انسان در آن مي‌تواند زنده باشد. اين ساختارهاي سفيد مي‌تواند زباني باشند معنوي، كه با آن شروع ميتيشن و تمركز مي‌كنيم. وضعيت سفيد را مي‌توان نوعي ذكر دانست كه گفتن آن مي‌تواند به يافتن تجربه‌اي معنوي منجر شود. بصري شدن برداشت‌هاي حسي در آثار اوكر روندي است كه ريشه در خاستگاه آن‌ها دارد، خاستگاهي كه نه فقط در تاريخ هنر، بلكه بيش از همه در تجربيات زندگي هنرمند قرار دارد. در موارد متعددي عناوين آثار بيانگر محتواي ريشه‌اي آن‌ها هستند، اينها به هيچ وجه تمرين‌هاي فرمي زيبائي‌شناسانه نيستند، پيام‌هايي‌اند رمزگذاري شده كه با آن‌ها اوكر به خاطرات و نارسائي‌هاي زيست محيطي ما اشاره مي‌كند. مجسمه بزرگ چوبي با عنوان راه لبه كه مانع از ورود راحت بازديد كننده مي‌شود، با ساده‌ترين امكانات فرمي اشاره به موانعي دارد كه باعث مي‌شوند تا بازديد كننده، به عبارت ديگر انسان به طور كل، براي دستيابي به درك اشتباهات تاريخي و نارسائي‌هاي بشري دچار مشكل مي‌شود. عناوين نقاشي‌ها مانند مزرعه خشم يا اشك‌هاي سفيد تداعي كننده رؤياهاي اندوه زده‌اند.
در اين مورد به يك نمونه مشخص اشاره مي‌شود، به تابلوي داغ خاكستر كه فاجعه نيروگاه چرنوميل موجب خلق آن شد و موضعي است انتقادي نسبت به مساله در معرض تهديد بودن و ناپايداري، مسأله‌اي كه پس از حوادث فوكوشيما به طرز غير قابل انتظاري موضوع روز شد و مورد توجه قرار گرفت.
ساير كارها به موضوع مرگ و نابودي جنگل‌ها مي‌پردازند و به عنوان شكوائيه‌اي عليه طبيعت در شرف نابودي تلقي مي‌شوند. اوكر با استفاده از تنه درخت‌هاي در حال نابودي، از جمله در كارهايي مانند درخت يا جنگل سنگ‌هاي معلق در واقع بناي يادبودي براي جنگل‌هاي در معرض نابودي خلق كرده و از ما خواست مي‌كند و هشدار مي‌دهد كه عليه تخريب محيط زيست اقدام كنيم يا حداقل از آن مطلع شويم. هنرمند روي سطح بالايي تنه درخت‌هايي اره شده، خاكستر مخلوط با سريش مي‌مالد و انگار مرهمي روي آن‌ها مي‌گذارد. براي حفاظت از محل جراحت هم روي آن‌ها يك لايه ميخ قرار مي‌دهد يا آن‌ها را پانسمان مي‌كند. تمام اينها نشانه‌ها و مناسك جادويي است كه در تمدن‌هاي امروزي تاثير بلاواسطه ندارند، اما بار معنايي آن‌ها بيننده را تحت تأثير قرار مي‌دهند و در واقع بيدار كننده آن‌ احساسي هستند كه نسبت به بحران بسيار ريشه‌داري در سطح جهاني داريم و آن را در تمام وجوه زندگي خودمان، از محيط زيست تا زندگي فردي، حس مي‌كنيم. يك گروه از آثار كه اوكر به آن‌ها به عنوان آلات و ابزار آرامش يافته را داده است. نشان از ريشه روستايي او دارد. اين آثار عمدتاً آلات و ابزار كشاورزي هستند، مانند شن‌كش و كلوخ شكن كه تيزي زخم زننده خود را از دست داده‌اند. در اين جا يك دوگانگي متضاد زخم – پانسمان عرضه مي‌شود كه در آثار اوكر نقش تكرار شونده‌اي دارد. آلات و ابزار آرامش يافته را شصت دست نوشته روي ديوارها همراهي مي‌كنند.
اين نوشته‌ها واژه‌هايي از كتاب مقدس هستند كه انسان‌ها را مي‌رنجانند و زخمي مي‌كنند. اوكر آن‌ها را شخصاً با الفباي فارسي نوشته‌ است. در اين نوشته‌ها خط‌ها و دايره‌‌هاي نرم نشان از ثبات و هماهنگي  داشتند و به هيچ وجه تناسبي با معني و مفهوم خشن و تهاجمي واژه‌ها ندارند. اين نوشته‌ها از سويي همانطور كه اوكر خود مي‌گويد، هشدار هنرمند است عليه رنجاندن بشر توسط بشر، از سوي ديگر نمادي است دلنشين براي عدالتي متوازن و كنار گذاشتن منازعات. انتظار مي‌رود تا اين افكار در تهران پس‌زمينه‌اي بسيار ثمربخش بيابند، زيرا تاريخ ايران به دليل چشم‌انداز غني ديني، از بردباري تحسين‌برانگيزي برخوردار است كه همواره با زندگي عميقاً مذهبي در پيوند بوده است.
اين سرزمين در تمام طول تاريخ خود پناهگاهي براي اقليت‌هاي مذهبي به شمار مي‌رفته و احترام به ساير اديان كه در گذشته‌ها توسط كوروش كبير اعلام شد و در قرن سيزدهم توسط شاعر بزرگ مولوي توصيف گرديده، همواره نقش مهمي در زندگي ايرانيان داشته است. نمونه‌اي از اين طرز فكر را در اشعار مولانا مي‌بينيم:
ور نظر بر نور داري، وارهي         از دُوي و اعدادِ جسم منتهي
از نظرگاهست اي مغزِ وجود         اختلاف مؤمن و گبر و جهود
در همين مفهوم هم گوته در اثر معروف خود به نام : ديوان غربي – شرقي كه خود آن را ستايشي از شاعر بزرگ حافظ مي‌نامد، آورده است: «هم مشرق و هم مغرب / نعمت‌هاي فراوان به تو ارزاني مي‌دارند.»
در يكي از سالن‌هاي مركزي نمايشگاه، چيدمان آسياب تازيانه به نمايش گذاشته شده‌ است، كه حوزه نيروي تقريباً مدياتيو آن بيننده را بلافاصله جذب مي‌كند. آرامش و حركت ناشي از بازي بين سقف بلند سالن و چيدمان تقريباً مسطح روي زمين، و نيز تاثير حضور عناصر طبيعي مدام در حال تغيير، بيننده را به عبوري ريتميك از حس زمان ترغيب مي‌كنند اگر خاكستر در تصوير جايگاه خاكستر اشاره به مرگ است، شن اشاره به گذر زمان دارد و به بيننده يادآوري مي‌كند كه زمان، و زمانِ خود بيننده، مدام و بلاوقفه در گذر است. به اين ترتيب آسياب شني كه تا ابد مسير خود را طي مي‌كند، بايد نماد گردش ابدي دنيا تلقي شود. البته در ارتباط با اين اثر اغلب به باغ‌هاي ذن ژاپن به عنوان الگو اشاره شده است، ساختاري از طبيعت كه براي اوكر بسيار آشناست، اما در تهران بايد اين اثر بيشتر يادآور زندگي ساده در روستاها باشد، يادآور قرنها كار در مزارع كه اوكر از زمان كودكي خود با آن خو گرفته است.
در بخش دوم نمايشگاه كه اختصاص به آثار روي كاغذ دارد، بار ديگر به موضوع «شن» پرداخته شده و مجموعه‌هاي شن صحرا و يافته‌هاي صحرا در اينجا عرضه مي‌شوند. اين مجموعه‌ها دستاوردهاي اقامت اوكر در كشورهاي آفريقايي است. اوكر در مجموعه اول با ماده طبيعي، يعني شن روي كاغذ به اصطلاح «نقاشي» مي‌كند، در مجموعه دوم اوكر به سراغ اشيايي رفته است كه دنياي متمدن در صحرا دور انداخته، شواهدي گويا از مواجهه و طبيعت دست نخورده و دنياي مصرفي. در اينجا اشيايي كه از روي بي‌مبالاتي دور انداخته شده‌اند در مركز توجه برداشت‌هاي هنرمندانه قرار مي‌گيرند و با دست‌‌كاري‌هاي هنر تجسمي، دوباره به دنياي متمدن باز مي‌گردند.
آثار چاپ گرافيك اوكر كه در اينجا گزيده‌اي از آن‌ها به نمايش در مي‌آيد، اكثراً به موازات ساير كارهاي نقاشي، حجمي و چيدماني در ابعاد بزرگ خلق شده‌اند. اگر اوكر ساختارهاي پويا – مكاني آن‌ها را با كمپوزيسيون‌هايي كه از نظر بصري به طرز باور نكردني حركت در خود دارند، روي كاغذ مي‌آورد و همراه آن كارها به نمايش مي‌گذارد، اين عمل را بر اساس تفكري انجام مي‌دهد كه در اين رشته هنري نمونه‌اي براي آن پيدا نمي‌شود.
در مجموعه خلاقيت‌هاي هنري اكر چاپ برجسته‌ي خاص خود را دارد. اين تكنيك كه توسط او ابداع شده، تنها روش فني چاپ است كه توسط آن مي‌توان تلاش هنري اوكر از نظر بصري و جسمي را بر روي كاغذ تكثير كرد. اوكر براي اين آثار نه قبلاً طرح و نقاشي مي‌كند،  و نه از منابع موجود استفاده مي‌كند. تنها كار خلاقانه او توليد باسمه‌هاي چوبي است كه به روش ابژه‌هاي ميخي او ساخته مي‌شود چاپ خود را با تكنيك چاپ عيني كند. در اينجا هم، مانند مجسمه‌هايش، جنبه‌هاي شاخص و خاص عملكرد اوكر كه در روش كارش نهفته است، به طرز موثري بيان مي‌شود. در هنر اوكر كار دست و كار فكر و نيز چارچوب دادن به ايده‌هاي فلسفي، اهميت يكساني دارند.
حركت و نور، دوگانگي روشنائي و تيرگي، سياه و سفيد نه فقط در چاپ‌هاي برجسته، بلكه در ليتوگرافي‌ها و حكاكي‌هاي چوبين نيز موتيف‌هاي تكرار شونده‌اي هستند كه به عنوان مثال در مجموعه نورگير لابه‌لاي درختان مي‌بينيم. اوكر در اين كارهاي چاپ برجسته در پي كشف رابطه امكانات اوليه همه طرح‌هاي گرافيكي است، يعني نقطه و خط، براي اوكر نقطه و خط «امكاناتي هستند براي شناخت اصل نظم»، كه اساس ساختار هنري او را تشكيل مي‌دهد. اوكر بر مبناي اين اصل سعي دارد تا به تجربه پذيري ماترياليستي شده ساختارها و سطوح دست يابد. در كنار اين دو ابزار ساختاري، اوكر از يك امكان سوم نيز استفاده مي‌كند كه نقش اساسي داشتند و در واقع در تمام آثار اين هنرمند وجود دارد:‌ ريتم و ضرب آهنگ. ريتم‌هايي كه با نظمي معين و پيوسته مي‌آيند، سطح تصوير و نقاشي را تشكيل و مسيرهاي انرژي كاملاً متفاوتي را بسط مي‌دهند. اين‌ها با توجه به ويژگي‌هاي مجموعه و زنجيره‌اي كه كارها در آن قرار دارند، ايجاد آرامش مي‌كنند يا ناآرامي، خونسردي يا سركشي. دست آخر با ديدن برگه‌هاي قاب گرفته شده كتاب هنرمند “Graphien” با نمونه‌اي عالي از هنر خط نويسي اوكر آشنا مي‌شويم، كه در آن واژه يوناني نه از نظر نوشتاري بلكه از نظر فرم و طراحي هم معني مي‌دهد.
آثار چاپ برجسته او رو در روي منابع الهام هنرمند قرار دارند، يعني رودرروي نمونه‌هاي تاريخي در اعصار و سرزمينهاي مختلف از خط ميخي تا هيروگلف گرفته، تا الفباهاي گوناگون تاريخي و امروزي.
اوكر به آبستراكسيون‌هاي متنوع علائم و نشانه‌هاي نوشتاري – گرافيكي فقط با يك نشانه هنري پاسخ مي‌دهد: دايره سر ميخ،  كه با فرم خاص خود به كاغذ كه حامل تصوير است، حركات زيبايي نگارگرانه مي‌بخشد. مي‌دانيم كه از نظر تاريخي خط ابتداي تصويري بوده است. در اينجا روند برعكس مي‌شود و خط تبديل به پديده‌هاي تصويري مي‌شود.
در پايان نمايشگاه بدون شك متوجه يك نكته مي‌شويم: گونتر اوكر نمي‌تواند زندگي و هنر را از هم تفكيك كند. محتواي هنر او تصاويري هستند گرفته از زندگي و احساساتي در آمده به تصوير، كه به تمامي بايد به اصطلاح «وراي مرزهاي ملي و مليتي» به يك ميزان از طرف ايراني‌ها و‌ آلماني‌ها،‌ اگر توانايي تحت تاثير زيبايي و حقيقت قرار گرفتن را داشته باشند، تجربه و درك شوند. اوكر در نمايشگاه تهران هم روي اين قدرت هنر حساب مي‌كند. ابداعات متنوع فرمي و تصويري او با امكاناتي مانند ميخ، چوب، ماسه يا خاكستر نشان مي‌دهند كه او قادر است تا با اين مواد ساده اوليه، رابطه معنا بخش بين واقعيت و هنر را همواره به گونه‌اي نو مشخص نموده و از آن‌ها فرم‌هاي مؤثر جديدي به دست آورد. دنياي هنر براي اوكر، بر خلاف دنيايي كه اسير روند تخريب و ويراني است و سنت به اهداف انساني خود بيگانه شده است، هنوز مكاني است قابل سكونت، يا آن طور كه مونوگرافي نويس او ديت و هونيش مي‌گويد، «يك مدل بقا و جان بدر بردن» است و «يك دليل مكرر و مكرر براي وجود داشتن». اگر بخواهيم از شاعر بزرگ ايراني حافظ كمك بگيريم، مي‌توان گفت اوكر با «چشمي مست» دنياي پيرامون خود را مي‌بيند و برداشت‌هايش را به كمك هنرش به شبكه‌اي از نمادهاي جادويي و تصاوير تمثيلي تبديل مي‌كند. گفته خود هنرمند در اين راستا، مي‌تواند پايان بخش اين مقاله باشد: «تصوير بيان بدون الفباي ناگفتني‌هاي دنياي ماست و به همين خاطر در نسبيت چند هزار ساله خود پايه و اساس حياتي درك و توافق‌هاي صلح‌آميز بين فرهنگ‌ها را تشكيل مي‌دهد.»
آفرينش‌هاي اوكر مانند نخستين بيت از سروده «هجرت» شمال و غرب و جنوب را در هم مي‌شكند، تفاوت‌ها را از ميان بر مي‌دارد، دل‌ها را به هم نزديك مي‌كند و انديشه‌ها را به يكديگر پيوند مي‌دهد. مانند اين است كه روح آن شاعر و انديشمند بزرگ مجدداً سر برآورده و اين بار در كالبد انسان معاصر خلاقي حلول كرده است ولي نه صرفاً در كلام، بلكه بيان تجسمي.
گونتر اوكر هنرمند انديشمند و عارفي است كه با استفاده از امكاناتي كه تكنولوژي معاصر در اختيارش قرار مي‌دهد ذهن فعال و متعالي‌اش را در كالبدهاي متنوع از بيان شكل مي‌بخشد و با جهان پيرامون و مخاطبش، خواه شرقي و يا غربي، ارتباط برقرار مي‌سازد. در نخستين دوره از آثار اين هنرمند آلماني، در دهه شصت ميلادي مخاطب با پرده‌هاي ساده و بي‌آلايشي روبه‌رو است كه از ابتدايي‌ترين عنصر تصويري (نقطه و خط) در شكل دايره و بيضي، كه در ميان چهارچوب بوم محاط شده‌اند، تشكيل شده است. اگر چه رنگ‌ها محدود به كرم، خاكستري و سياه رنگ هستند، همين رنگ‌هاي محدود و عناصر نخستين (نقطه و خط) ذهن را به مراتب بالاتري از محدوديت ملموس سوق داده و جاني معنوي دور از دسترس را به مخاطب اشاره مي‌دهد. باخت در اين مجموعه آثار به مدد گونتراوكر آمده و تنوع لازم را به آثارش بخشيده است. بيننده در اين آثار سكوت را تجربه مي‌كند ولي سكوتي كه سرشار از تفكر است. تفكري كه با استفاده از ساده‌ترين عناصر و كمترين رنگ مخاطب را به تأمل وا مي‌دارد.
چيدمان اين عناصر و بافت حاكم بر آن‌ها صورت پوشيده (All-Over) دارد. نگاه ناظر به نقطه خاصي معطوف نمي‌شود و به تأني در سرتاسر اثر سيلان دارد. هر لحظه آن زاينده است و ذهن سرشار از حضوري مي‌شود كه حضور ندارد. به سان بافت صفحات خط بريل است كه روشندلان با لمس آن پيام را دريافت مي‌كنند.
ولي براي مخاطب صاحبدل معاصر نياز به لمس فيزيكي اين صفحات پوشيده از بافت‌هاي ساده آثار اوكر نيست.
اوباحيثم خود آن‌ها را درك و با «دل» خود آن‌ها را لمس مي‌كند و از وراي بافت ساده و بي تكلف آن پيام خاموش آن‌ها را به باطن صيقلي‌اش روان مي‌سازد و دامنه تجربه بصري و روحاني‌اش را وسعت مي‌بخشد.

 
4-2 اتوپینه
نمایشگاهی با محوریت صلح ، رویا و آزادی
« رنگین کمان »
نمایشگاهی از حدود یکصد اثر ار آثار «اتوپینه» هنرمند فقید آلمانی از 5 اسفند 1393 تا 28 فروردین سال1394  در موزه هنرهای معاصر تهران برپا شد.
«اتوپینه» بعد از جنگ جهانی دوم و در سال 1957 به همراه« هانس ماک» گروه هنری «زیرو» به معنای «صفر» را پایه گذاری کرد و بعدها «گونتر اوکر» نیز به آن پیوست.
از آن جهت نام این گروه «زیرو» یا «صفر» گذاشته شد که آلمان شکست خورده بعد از جنگ،در تمامی عرصه ها،از جمله هنر، از هم پاشیده و سر در گم بود و نام «صفر» بر آن گذاشته شد تا جریانی را آغاز کند که در امتداد روند هنری پیشین نباشد و در واقع از صفر شروع شود و طرحی نو دراندازد و مسیر هنر نقاشی را از شیوه سنتی رنگ و بوم و قلم مو به سوی هنری رهنمون کند که از مواد،رسانه ها و تکنیک های خدید بهره می برد.
پینه را شیفته نور خوانده اند چون در اغلب آثارش از نور استفاده کرده است.
ظاهرا شیفتگی او به نور برمی گردد به دوره نوجوانی پینه که در دوران جنگ جهانی دوم گذشته است. دوره ای که هواپیماهای متفقین به آسمان شهرهای آلمان حمله می کردند و مردم برای در امان ماندن مجبور به تحمل خاموشی های طولانی و مکرر بودند و همین امر باعث شد که «پینه» نور را ستایش کند و آن را یکی از زیباترین پدیده های کیهان،زندگی و جهان توصیف کند.
 

 
4-2-2 مصاحبه با افشن درمبخش، مسئول برنامه ریزی و سازماندهی نمایشگاه«رنگین کمان»
به بهانه برپایی نمایشگاه گونتر اتوپینه با افشین درمبخش  که مسئولیت برگزاری و سازماندهی این نمایشگاه را به عهده داشت مصاحبه ای انجام شد واز وی خواسته شد توضیحی مختصر در مورد این نمایشگاه بدهد:
بخشی از مهم‌ترین آثار پینه در این نمایشگاه جمع‌آوری شده است و همچنین چیدمانی در هیچ جای دنیا به این شکل اتفاق نیافتاده اتوپینه در دانشگاه دوسلدروف به عنوان استاد اعلام می کند که کار نقاشی دنیاصفر است. به این معنی که تا الان هر کاری انجام شده باید دور ریخته شود و دوباره از اول پایه‌گذاری کنیم. این افکار ده سال بعد از جنگ جهانی دوم شکل می‌گیرد. او یکی از پایه‌گذاران زرو است و زرو پایه‌گذار هنر مدرن در دنیاس. پینه اعلام می‌کند که نمی‌خواهد در قید و بند بوم و رنگ باشد به همین خاطر از ابزارهای دیگه‌ای برای ارائه اثر هنری خود استفاده می‌کند. که آخرین آن هنیمن بادکنک‌هاست و خودش اینطور بیان می‌کند که این بالن‌ها را به این خاطر ساختم که آسمان بوم می‌شود. در این جا هفت رنگ از بالن ها انتخاب شده است که نمادی از هفت رنگ رنگین کمان و عنوان نمایشگاه است. رنگین کمان برای اتوپینه اسم بزرگیر. به این خاطر که رنگین کمان در تمام دنیا یک شکل دارد و این ارتباط هنر و مردم دنیا رو به هم نزدیک‌تر می‌کند. پینه در سال 1979 در المپیک مونیخ یک بالن به ارتفاع 400 متر به عنوان نمادی از صلح و دوستی بلند می‌کند.
اتوپینه اثری به طور مخصوص برای نمایشگاه تهران ساخت با عنوان اشباح نوری. مجسمه‌های شیشه‌ای سبزآبی که تحت تأثیر مسجد امام اصفهان ساخته شده‌اند.
زمانی که پینه گفته نمی‌خواهم روی کاغذ و بوم ناقشی بکشم فکر اتاق‌های نور در ذهنش شکل گرفت. اتاق‌های نور پینه حالت معنوی مخصوصی را در بیننده ایجاد می‌کند.
واش‌های آتش پینه که در ده‌های آخر عمرش شکل گرفت. او اعتقاد داشت یک اثر هنری نباید بیشتر از 5 دقیقه طول بکشد. بنابراین بعد از پاشیدن رنگ روی مقوا برای لحظه‌ای آتش و بعد در یک زمان مشخص خاموش می‌کرد و در چند مرحله و طبقات رنگی این کار را انجام می‌داد. شاید استفاده از آتش به دلیل فشارهای روحی و روانی که ناشی از جنگ به وجود آمده است.
سال 1961 پینه شروع به نقاشی روی اسلاید می‌کند که حدود 1200 اسلاید رو به صورت دستی با گفتن کلمه خورشید روی دیوار گالری اجرا می‌کند. اسلایدها شامل شکل‌هایی فضایی که به ذهنش می‌رسیده است. بعدها بنیاد پینه پول خیلی زیادی را صرف دیجیتالی کردن این اسلایدها می‌کند.
نمایشگاه با گل‌های اندوه به پایان می رسد که شاید بعدی دیگر زندگی باشد.
4-2-3 سخنرانی‌های مربوط به نمایشگاه «رنگین‌کمان»
علی مرادخانی؛ معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باقر ردانی از برگزاری نمایشگاه «اتوپینه» و دست‌اندرکاران برگزاری این نمایشگاه گفت: موجب خوشحالی است موضوع دیپلماسی فرهنگی که در دولت تدبیر و امید مطرح نشده است، در وجوه مختلف آن در حال انجام است و این از موقعیت‌های دولت کنونی است.
مرادخانی این نمایشگاه را اغازی برای فعالیت‌های بیشتر در آینده دانست و افزود:
برپایی نمایشگاه باشکوه «رنگین کمان» برگ زرین دیگری بر دفتر فعالیت های فاخر و ارزشمند موزه‌ی هنرهای معصر تهران افزود. «اتو پینه» هنرمندی است که دغدغه‌ی جهانی بهتر داشت و برای تحقق آن تا آخرین لحظات زندگی کوشید.
هنر یگانه مسیری است که ما را به دنیای بهتر و زیباتر رهنمودن می‌کند و هنرمند از طریق آثارش ما را در پرسه‌ها و تجربیات روحی ود همراه می ازد تا دریچه‌ی نگاه او به دنیا بنگریم. «رنگین کمان» پینه حکایت از دنیای رنگارنگ دارد که بدون نیاز به زبان مشترک، ما را به ضیافت زیبایی و همدلی می‌خواند؛ آنچنان که نژاد و ملیت رنگ می‌بازد و صرفاً گوهر وجودی انسانی است که هویدا می‌شود. خاک، آتش و باد عناصری هستند که به ناخودآگاه جمعی ما تعلق دارند و پینه با استفاده مکرر و خلاق از این عناصر، ما را به دنیایی می‌برد که سراسر نیکی، برابری و همدلی است.
این نمایشگاه که گامی فعال و مؤثر در تعامل فرهنگی دو کشور است، مرهون زحمات یاران و علاقمندان هنر در ایران و آلمان است که برخورد فرض می‌دانم از آنان قدردانی کنم. جناب آقای ملانوروزی و سایر همکارانم در موزه‌ی هنرهای معاصر تهران، عالیجناب میشاییل فرایهر فون اونگرن اشترنبرگ سفیر محترم جمهوری فدرال آلمان در تهران و کارکنان سفارت بویژه در بخش فرهنگی، مؤسسه‌ی گئوته، شرکت دی. اچ . ال، همچنی مدیر و کارکنان گالری بر کنر شایسته‌ی تقدیر و تحسین‌اند.
مجید مولانوروزی، مدیر کل هنرهای تجسمی و رییس موزه هنرهای معاصر تهران گفت:
موزه‌ی هنرهای معاصر تهران در راستای رسالت هنری خود و شناخت و معرفی آثار فرهنگی – هنری جهان، در مسیر تعامل و گفتگوهای بین فرهنگی و ارائه و نمایش سبک‌ها و جریان‌های معاصر و تأثیرگدذار هنری، همواره در پی معرفی آثار هنرمندان بزرگ جهان معاصر بوده است و از هر فرصتی برای این مهم بهره جسته است.
برگزاری یک نمایشگاه ارزشمند می‌تواند در کنار شناخت هنرمندان از نگاه، جستجوها و کنکاش‌های شخصی یک هنرمند در نوع ارائه، سبک و تکنیک، به عوامل تاثیرگذار و جریان‌های مختلف در شکل‌گیری و افت و خیز سبک هاف شیوه‌ها و مکتب‌ها نیز بیانجامد و زمینه‌ی پژهش و بررسی تاریخ اجتماعی و فلسفی جریان‌های هنری را برای علقاقمندان و پژوهشگران فراهم آورد.
برپایی نمایشگاه آثار هنرمند معاصر آلمان «اتوپینه» از هنرمندان گروه آوانگارد (ZERO) که پیش از این هم به همت مسئولان وقت موزه‌ی هنرهای معاصر تهران آثار دو هنرمند دیگر این مکتب یعنی «هاینس ماک» و «گونتراوکر» در این موزه برپا گردیده است، در راستی همین نگاه شکل گرفته است که چگونه یک گروه می‌تواند در عین اعتنا به شاکله‌ی فرهنگی و فلسفی واحد و در ادامه‌ی جریان‌های معاصر هنر دهه‌ی بیست و سی میلادی، آثار مؤلف و شخصی خاص خود را نیز در بستر اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و هنری نیم قرن اخیر ارائه نماید.
گروه هنرمندان ZERO با خاستگاهی فرهنگی از جهان فلسفی آلمان، همواره دغدغه‌های بنیادینی چون انسان معاصر را با تکیه بر بنیان‌های کهن بشری در آثارشان جستجو و پیگیری کرده‌اند و همانند شاعر بزرگ «گوته» به تعاملی بین فرهنگی پرداخته و الگوی کهن شرق و غرب را در آثارشان یکجا جمع نموده‌اند.
آثار پینه نیز بر پایه‌ی عناصر بنیادین نور، آتش، هوا و خاک، کهن‌ترین مواد و عناصر طبیعت را با نگاه فاخر و زیباشناسانه خود گره زده و با خوانشی امروزین در بستر هنری و شیوه‌ی شخصی خودف برای علقامندان به آثارش پیش رو می‌گذارد که می‌تواند در تعام لو گفتگوی هنر معاصر تأثیرگذار باشد.
جای خوشوقتی است آخرنی نمایشگاه مسال موزه راهمپای با طبیعت که در پی چرخش و پویش به سوی گرمابخشی و تولد و دگرگونی عناصر اربعه است و کنایت نوشدن عناصر طبیعی را در این روزها دارد، تجره می‌کنیم. آثار هنری و فاخر «اتو پینه» می‌تواند در راستای همین نگاه، چشمان مشتاقان و علاقمندان به آثار هنری را همراهی کند و جای دریغ دارد که این هنرمند که مشتاق بود در نمایشگاه آثارش در تهران با ما همراه شود. امروزه در میان ما نیست.
در خاتمه جای آن دارد که از همکاران عزیزم در موزه‌ی هنرهای معاصر تهران، سافتر جمهوری فدرال آلمان در تهران، انستیتوگوته، گالری برکنر در دوسلدروف، بنیاد ZERO و شرکت حمل و نقل بین‌المللی دی.اچ.ال که همگی در برپایی این نمایشگاه سهم و نقشی مهم و بسزا داشته‌اند، تشکر نمایم.
میشاییل فرایهرفون اونگران – اشترنبرگ، سفیر آلمان درباره این نمایشگاه گفت:
نمایشگاه‌ رنگین‌کمان اتو پینه، نمایشگاه بزرگ دیگری است که موفق شده‌ایم به ایران بیاوریم. اتوپینه تأثیر بسزایی بر روند جریان هنر معاصر نیمه دوم قرن بیستم میلادی داشته است. موزه هنرهای معاصر تهران مکان شایسته‌ای برای این نمایشگاه است. به این ترتیب می‌توانیم – پس از نمایشگاه گونتراوکر- مجدداً یک پل فرهنگی بین آلمان و ایران بزنیم.
اتوپینه علاقه خاصی به رنگین‌کمان داشت، زیرا رنگین کمان در هر جای کره خاکی ما به همان شکل دیده می شود. به این ترتیب رنگین‌کمان برای او سمبل یکپارچگی تمام ملل جهان بود. باعث خوشحالی من است که رنگین کمان اتوپینه، کمانی است از آلمان تا ایران و به این ترتیب سمبلی است برای روابط خوب و تاریخی ما از قرن‌ها پیش.
بسیار امیدوارم که این نمایشگاه، قدم دیگری باشد در راستای تبادل فرهنگی فعال تر بین دو کشورف همان طور که بازدید کنندگان ایرانی از نمایشگاه اتوپینه به وجد آمدند، بازدید کنندگان آلمانی نیز از نمایش هنر ایرانی بسیار خوشحال خواهند شد.
از تمام دست اندرکارانی که تحقق این نمایشگاه فوق‌العاده را امکان‌پذیر ساختند، از موزه هنرهای معاصر تهران، گالری برکنر، گالری ملی جدید برلین، دی.اچ.ال آرتس و مؤسسه گوته، کمال تشکر را دارم.
یوآخیم یگا، دبیر نمایشگاه آثار اتوپینه با ابراز خرسندی از برپایی این نمایشگاه در موزه هنرهای معاصر تهران گفت:
هنر اتوپینه حد و مرز نمی‌شناسد. هر ماده‌ای، هر عنصری، هر جنسی می‌توانست بخشی از هنرش شود. اتوپینه که پس از جنگ جهانی دوم دوره نقاشی دیده بود، در ناقشی متوقف نشد. او بیشتر رجوع کرد به پدیده‌ها و عناصر طبیعت: هوا، نور، دود، بخار و آتش و نیروهای آنها را وارد هنرش کرد. پینه همانقدر که شیفته طبیعت بود، شیفته تجهیزات و پیشرفت‌های فنی نیز بود که منشاء بسیاری از کارهای او بودند. او در آثار خود از گازهای صنعتی مانند هلیوم استفاده می کرد و دستگاه‌های برقی و همچنین فیلم، ویدئو، لیزر، هولوگرافی و برنامه‌های کامپیوتری به کار می‌برد. هنر، آن طور که اتوپینه آن را درک می‌کرد، دیگر نمی‌بایست محدود به مقررات خشک و سختگیرانه باشد، نه از نظر قالب‌ها و مواد به کار رفته و نه از نظر زمان و مکان. بسیاری از آثار او متحرک هستند و ناپایدار و تنها در یک پدیده سحرآمیز بی مانند وجود دارند و تنها برای مدتی کوتاه و در مکانی خاص و طی اجرایی ویژه قابل تجربه هستند. اگر چه کارهای دیگری از او جهت نمایش دائم در خانه‌ها و یا در شهرها و میادین نصب شده‌اند، آثار اتوپینه اما همواره بر پایه گفتمان با محیط، معماری موجود و یا طبیعت آزاد بنا نهاده‌ شده‌ان. همچنین آثار وی همواره با توجه به مخاطبین، انسان‌هایی که آماده پذیشر تفکرات و طرح‌های پیشگامانه وی می باشند، خلق شده‌اند. از این رو تعریف پینه از هنر بسیار انسانی است و متأثر از روحیه آرمان‌گرایی و یک جهان‌بینی بسیار خوشبینانه. رنگین کمان که بارها به عنوان نماد و سوژه در آثارش بکار برد، بهترین مثال است: رنگین کمان به عنوان یک معرکه تصادفی آسمانی، همواره مجذوب کننده است، طیف گسترده رنگ‌ها که در سراسر جهان همزمان نماد صلح و مدارا می باشد.
به این ترتیب عنوان «رنگین کمان» برای نمایشگاه اتوپینه در موزه هنرهای معاصر تهرانف گویای جنبه‌های بسیاری از آثار هنری اتوپینه می‌باشد، از جمله اهمیت مووضع نور از دید اتوپینه رنگین کمان چیزی نیست جز پدیده‌ای نوری، از طرفی دیگر، تجربه نور در ابتدای مسیر هنری اتو پینه قرار داشت. این هنرمند بارها شرح داده بود که تجربه جنگ جهانی دوم در اروپا، در جوانی تأثیر عمیقی بر او گذاشته بود. خانه‌ها و خیابان‌های آلمان، جهت محافظت در برابر حملات هوایی، همواره تاریک بودند. پس از جنگ بود که نور به شهرها بازگشت و زندگی خوصصی و عمومی روشن و نورانی بود. این تجربه تأثیرگذار و بنیادین از جنگ تاریک و صلح نورانی و روشن اتوپینه، الهام بخش هنرمند بود و باعث شد نور را بررسی کند، پیکره‌های نوری بسازد و حتی نور مصنوعی را به بیرون و به دل طبیعت ببرد. رنگین کمان و پدیده شکست نور موضوع پرمحتوایی بود که در کنار اثر درخشان رنگ و نور، مسئله عمومی قابل رویت بودن رنگ‌ها در جهان رامطرح می‌کند.
اتوپینه در کنار تحصیل نقاشی، به تحصیل فسلفه نیز پرداخت. وی قصد تحقیق محض رنگ‌ها از منظر علوم طبیعی را نداشته استف مانند کاری که نویسنده آلمانی، یوهان و لفگانگ فون گوته در تئوری رنگ‌ها انجام داد. همان‌طور که اتوپینه در متون مختلفی نیز اشاره کرده بود، وی بیشتر به رنگ به عنوان یک کمیت تجربی، که فرار و غیر قابل ثبت است، علاقه داشت. وی در این خصوص توضیح می‌دهد: وظیفه هنر تجسمی امروز، غلبه بر بعد زمان می‌باشد و تنها درک قطعی این امر رنگ را به ما به عنوان رنگ، نور، انرژی می‌شناساند.
این حجم از وابستگی به زمان و اجرای رنگ‌ها در ابتدای نمایشگاه تهران با سری پیکره‌های بادی، که اتوپینه از اوخر دهه 1960 طراحی کرده است. نمایان می‌شود. سوژه‌های ساده، در این مورد ستاره‌های بزرگ، که از پارچه ساخته می‌شوند، اما فرم نهایی آنها تنها پس از باد شدن توسط هوا دیده می‌شود. از این نظر ستاره‌ها جنبه‌زیستی پیدا می‌کنند، به دلیل حرکات جریان هوا و چرخش، بزرگ شدن و خالی شدن مجدد، به نظر نفس می‌شکند و «زنده» می‌شوند. تأثیر کلی رنگ‌ها ستاره‌هایی که از تک رنگ‌ها تشکیل شده‌اند، جابجا شده و تغییر می‌کند، بسته به حرکت و جریان هوا و همچنین زاویه دید ناظر هنر دیگر به صورت فرمی نهایی، ثابت و تعریف شده به نظر نمی‌رسد، بلکه به صورت فرایندی باز و در جریان و همچنین پدیده‌ای در حال ارتباط با معماری دیده می‌شود.
پلاستیک‌های هوایی فضای داخلی ارتباط تنگاتنگی با طرح‌های «هنر آسمانی» اتوپینه دارند، هنری که با آن فضای آسمان را به عنوان فضایی برای هنر تسخیر کرد. در سال 1952 طراحی‌های سیاه قلمی خلق کرد که در آن حرکات هنرممندان سیرک را به ثبت رساند و آن را «انسان‌های پرنده» نامید. در این آثار نقش انسان‌هایی که در فضای آسمان معلق بودند، دیده می شدند. یک دهه بعد اتوپینه در متن مشهور «راه‌های رسیدن به بهشت» مدعی شد» در آسمان امکانات فوق العاده وجود دارد. (…) فضای آسمان تنها جایی است که آزادی‌های تقریباً نامحدودی به انسان می‌بخشد (چرا هنری برای فضای آسمان درست نمی کنیم، نمایشگاهی در آسمان؟
در پایان دهه‌ 1960 اتوپینه شروع به کار با بالون‌های پر شده با هواو هلیوم، لفاف‌های رنگارنگ نایلونی و یا لفاف های شفاف و طوی پلی اتیلنی نمود که با طناب‌هایی به آسمان می‌فرستاد. این امر ابتدا در زمین‌های نزدیک مرکز مشهور تحقیقات پیشرفته بصری (CAVS) در بوستون، مؤسسه دانشگاهی متمرکز بر تبادلات تلفیقی بین علوم و هنر، و از سال 1974 به بعد به عنوان مدیر در آن فعالیت می‌نمود. پینه در این مکان در کنار طرح‌های شبیه به بادبادک، بر روی شلنگ‌های پلی اتیلنی پر شده از هلیوم نیز کار و تحقیق می‌نمود. اولین فرم‌های بودند، که اتوپینه در ادامه به صورت فوق‌العاده‌ای بر فراز رودخانه‌ها و ساختمان‌ها گستراند. نور و نورپردازی بخشی از این رویدادهای آسمانی شد. با الهام از سفرهای همزان فضانوردانبه فضا، پینه در اواخر دهه 1960 حتی انسان‌هایی را با لوله‌های حمل کننده پر شده از هلیوم به آسمان فرستاد. هنرمند سرشناس «لاری بورگس» تأثیر چنین پروژه‌های فضای بازی که برای آن زمان بسیار پیچیده بود را به یاد دارد. وی در ارتباط با پروژه‌ای در نزدیکی بوستون می‌نویسد: شبی با آسمانی صاف در اوایل ژانویه 1969 بود. ژانت و من با خودرو مسیر کنار رود چارلز را به سمت کمبریج طی می‌کردیم. از فراز علف‌های کوتاه کنار رودخانه دیده بودیم که پرتوهای نور چگونه در برخود با اشیایی درخشان که همچون علف آسمانی تکان می‌خوردند، می‌شکنند و ما را صدا می‌زدند. نزدیک تر که شدیم. در طرف دیگر روخانه یخ زده، بندهایی شفاف رادیدیم، که به یک انسان نقره‌ای رنگ یک «آسمان نورد» وصل بودند. که ناگهان به ارتفاعی زیاد بلند شد و به پرواز درآمد، در کانون معماری پارچه‌ای که متصل به انسان زمینی است. در اینجا ما اتوپینه را دیدیم.
امروز بسیاری از این آثار را تنها می‌تون در فیلم یا عکس‌های مستند مشاهده نمود. آنچه در تمامی فیلم و عکس‌های موجودمشخص است. نقش محوری نور در آثار پینه است. چه به صورت نور خورشید که در آثا بادکنکی وی انکسار یافته و منکس می‌شد.، چه نور مصنوعی که از زمین به آثار «اجرام آسمانی» می‌تابید. این تعامل عناصر با یکدیگر که از دیرباز مورد توجه پینه بوده و به همان اندازه در خلق «رویدادهای آسمانی» نقش ایفا نموده است که همکاری با تعداد بسیاری تکنیسین، دستیاران پروژه و دیگر هنرمندان تمامی آثار «رویدادهای آسمانی» کارهایی گروهی بوده‌اند.
شیفتگی خاص پینه برای ابعاد گوناگون تأثیر نور را می‌توان تا سال‌های آغازین کار وی در شهر دوسلدروف، شهری بزرگ در کنار رود راین و جایی که پینه نخستین تجربه‌های خود در به کارگیری نور را به دست آورد، دنبال نمود. پینه پروزکتورهای عظیمی مانند انواعی که در آن زمان در تئاتر بکار برده می‌شدند را به نحوی پشت عناصری پر فراژ دار از جنس حلب یا چوب نصب می‌نمود که نقوشی آبستره از نور روی دیوار ایجاد شود و با حرکت دادن پروژکتورها تحرکی در نقوش به وجود آید.  چندی پس از این، پینه چراغ‌ها را داخل دستگاه هایی نصب نمود که با حرکاتی آرام و دورانی، نقوش کوچک، نورانی و جالبی را روی دیوارهای تاریک منعکس می‌نمودند. با این روش در دهه 50 میلادی اتاق‌هایی طرحی شدند که درون آنها با استفاده از دستگاه‌های نور متحرک، نورانی می‌شد. پینه با توجه به خصوصیات نمایشی و اجرای این آثار نام «باله نور» را برای آن‌ها برگزید.
اتاق نور در تهران یادآور این دوره است. تفاوت با نمایشگاه دوسلدورف در این است، که نور در آن از داخل به خارج روی دیوارها منعکس نمی‌شود. بلکه برعکس نور از خارج از طریق سوراخ‌هایی که در دیوار ایجاد شده است به فضای نوایشگاه نفوذ می‌کند. در آثار پینه همچون تمام آثاری که وی در زمینه نور خلق کرده است، مسئله تنها معرکه‌ای ظاهری و سطحی نمی‌باشد، بلکه نور به عنوان تجربه‌ای هویتی و به خصوص در فضای داخلی موزه، نور به عنوان بدیلی برای طبیعیت، به عنوان نشانه‌ای برای محیط مدرن زندگی انسان است. بنابراین یکی از ویژگی‌ای باقی مانده برای فضاهای نوری که توسط اتو پینه شکل می‌گیرند، آرامش فکری است که مجدداً با تغییرات نوری که در طبیعت به صورت کنگ و بی صدا رخ می‌دهد، تطبیق می‌کند و در فضای هنر انسان را به تفکر و ادیشه عمیقی دعوت می‌نماید.
در نقاشی‌های اتوپینه یک نوع کنترل ناپذیری و  بی گردگی وجود دارد. همزمان و مانند هنرمند مفهومی بزرگ فرانسه، ایو کلاین، اتو پینه نیز با آتش واقعی و نیز با فرصت به دست آمده از ساخت این تصاویر و نقاشی‌ها امتحان و آزمایش انجام می‌داد. وی از «طبخ نقاشی» صحبت می‌کرد: بوم‌ها ویا کاغذهای رنگی نقاشی شده به آتش کشیده می‌شدند، طوری که امالگام بسیار جالبی به علت سوختگی این نقاش‌ها در آتش ایجاد می شدند. اشکال اصلی تصاوی رمانند دایره و یامخروط از پیش قابل ترسیم بودند، اما این نحوه سوختگی در آتش بود که ظاهر خاص و رنگ آمیزی را تعیین می‌کرد. آتش بر روی بوم ها و کاغذ، تصاویر منقوش کیمیاگرانه‌ای ایجاد کرده است که سطح سوخته آن، چشم‌انداز گسترده‌ای از مناظر و طبیعت را نشان می‌دهد. با تیتر تصاویری چون «کوه داغ» و «تولد رنگی کمان» تفکر زیست محیطی اتوپینه را نشان می‌دهد که پروژه‌های بعدی هنر آسمانی وی نیز (Sky Art) از آن نشن می‌گیرد. بسیاری از این نقاشی‌های آتشی و سوخته در طول دوره زندگی وی خلق شدند. حتی در آخرین سال‌های خلق آثار، اتو پینه در مزرعه خود در گراتن (آمریکا- ماساچوست) بر روییک سری بزرگی از گواش‌های آتشی کار می‌کرد که در این آثار نیز روند کیمیاگری این رنگ‌ها مورد توجه خاص قرار داشت. تعدادی از این آثار را می‌توان در تهران مشاهده کرد، به خصوص با موضوع و سوژه آتش و رنگ‌های خاص. این آثار با تاریخ فرهنگ ایران نیز مرتبط می‌باشند و یا با تزیینات براق مساجد اصفهان و تصاویر رنگارنگ هنر منیاتور ایران باستان.
اتوپینه در پیکره‌های نوری سبز که آگاهانه برای تهران ساخت از کاشی‌های براق آبی و سبز مسجد امام اصفهان الهام گرفت که به طرح‌های سال‌های 60 میلادی به نام «پیکره‌های نور» باز می‌گردد. در ابتدا تنها از پلکسی گلاسی شیری رنگ، سفارش ساخت اشکالی بلند و تابدار همچون شعله‌ای که در بالا نازک‌تر می‌شوند را داد که از داخل به وسیله همچون شعله‌ای که در بالا نازک‌تر می‌شوند را داد که از داخل به وسیله نیروی الکتریسیته روشن می شدند. این پیکره‌ها به صورت مستقل از هم قرار گرفته و نور الکتریکی تعبیه شده برای آن‌ها به تدریج روشن می شود به شکلی که در اتاق کاملاً تاریک همچون پیکره‌هایی از فضای غیر مادی به نظر می‌آیند. اتوپینه در ابتدا در صدد بود که پیکره‌های نورانی دیگر به رنگ‌های سرخ، سیاه، و سبز نیز بسازد که لیکن به مرحله اجرا نرسید. نمایشگاه تهران موقعیتی بود برای ساخت نخستین پیکره‌های نورانی سبز رنگ تا بدین طریق بتوان طیف آثار پینه را بار دیگر وسعت بخشیده و در عین حال اشاره‌ای نیز به رنگ سبز، که از ویژگی‌های فرهنگ معماری ایران باستان است نمود.
در دهۀ شصت میلادی از دیدگاه اتوپینه «اشیای نورانی» فقط گذرگاهی برای دستیابی به مفهوم گسترده‌تر هنر بود. تأثیر مسحور کنندۀ «جان‌های نوراین» که آزادانه در فضا جای می‌گیرند و «بالۀ نور» که تمامی فضای نمایشگاه را در بر می گیرد، ولی به خصوص آرزوی این هنرمند که پیش‌تر از آن یاد کردم، مبنی بر مشارکت فزایندۀ گوناگونی همچون اجرای تئاتر شرکت کند و همین امر به او امکان داد محدودیت‌های مکانی را باز هم بر هم بزند. پینه در سال 1964 در گالری دیوگنس برلین نمایش «گل آتش» را بر روی صحنه برد. سال‌ها بعد هم در شهر کیل اپرایی با عنوان «تاریخ آتش» را طراحی کرد. پینه از 1964 پیوسته و مرتب بین امریکا و آلمان در رفت و آمد بود. در همین زمان کاروسل اسلاید شرکت کداک به بازار آمد. با این وسیله می‌شد که اسلایدها را با تنظیم دور تا بی‌نهایت نشان داد. اتوپینه چندین پروژکتور اساید کداک را خریداری و همچنین در سال‌های 1964 تا 1967 حدود 2000 اسلاید شیشه‌ای را از مجموعۀ طیف رنگین کمان نقاشی کرد. هر رنگ بر اسلایدها شکل نقطه با برش‌هایی از دایره است، به نحوی که هنگام نمایش آن با پروژکتور مخاطب حس می‌کند که تصاویری از سیاره‌ها و منظومۀ شمسی را می‌بیند. پینه رنگ‌ها مایع را چنان هنگام نقاشی اسلاید را با هم به جریان می‌انداخت که اسلاید حالتی رویاگون و توهم زا پیدا می‌کرد.
این اسلایدها پرفورمنس «گسترش خورشید» را پدید آوردند. پینه برای نخستین اجرا در بن (آلمان) و نیویورک (امریکا) اسلایدهایش را بین پنج پروژکتور پخش کرده و تنظیم پروژکتورها را به پنج هنرمند دیگر به صورت دستی و یا تعیین سرعت سپرده بود. در اجرای مشترک و مجدد این اثر با همکاری پینه که در سال 2014 در برلین انجام شد، او به جای اسلایدها، هفت فیلم ساخته بود که مشابه تکنیک اسلایدهای قدیمی یکی پس از دیگری این تصویرها را نشان می داد. به این ترتیب، پرفورمانس در قالب ترکیبی از اسلایدها درآمد که می‌شد آنها را پشت سرهم به نمایش درآورد. همچنین از اجراهای قبلی صداهایی ضبط شده بود که پروژکتورهای امروزی، این صداها هم پخش می‌شد. فرمان‌های مشخصی که پخش می‌شدو خود پینه آنها را با صدای خمود ضبطکرده بود، هماهنگ با ریتم تغییر تصویرها بود و این ریتم‌ آرام آرام افزایش می‌‌یافت و در نهایت تصویرها چنان به سرعت پشت سر  هم قرار می‌گرفت که به نوری سفید و درخشان بدل می‌شد. ترتیب تصویرها بعد با نظمی جدید ادامه می‌یافت و صدای پینه به گوش می‌رسید که می‌گفت: «سپیدی، سپیدی، سپیدی» یا «سیاهی، سیاهی، سیاهی».
تشک و کوسن‌های موجود در فضای نمایشگاه در اجراهای گذشتۀ «گسترش خورشید» دعوت برای توقف و تأمل بین تصویرها است و در زمان اجراء اواخر دهۀ 60؛ تجربه‌ای منحسر به فرد از هنر بوده است. موضوع اصلی کار تجربۀ حرکتدر نمایشگاه پینه و امکان حس مستقیم تأثیر نور و رنگ‌ها است. اتوپینه از این تأثیر با عنوان «سفری شاعرانه به فضا» یاد می‌کند و به واقع هم همان گونه که باربارا انگلباخ می‌گوید این سفر اشاره‌ای به سفر انسان به فضا در سطوح گوناگون است. او می‌افزاید: «این سفر اشاره‌ای به منظومه‌های ستارگان و سیاره‌های کهکشان است و در آن فرصت نمی‌یابیم که جهت خود را در فضا پیدا کنیم یا با فرمان «سیاهی» این احساس پدید می‌آید که در یک سفر فضایی به طور موقتی ارتباط سفینه با ایستگاه روی زمین قطع شده است.»
عنوان «گسترش خورشید» در این اثر مهم اتوپینه در بطن خود مفهومی سیاسی هم دارد. زیرا مفهوم «گسترش» در ذهن مفهوم گسترش سلاح‌های اتمی مطرح در دهۀ 60 و نخستین معاهده‌هایی را تداعی می‌کند که به اصطلاح به آنها «معاهدۀ منع گسترش سلاح‌های اتمی» می‌گویند و هنوز هم از موضوع‌های مطرح است. اتوپینۀ هنرمند با بازسنجی ارزش‌های و مفهوم ها و عنوان جدید «گسترش خورشید» به جای نیروی ویرانگر بمب اتم، ایدۀ یک منبع انرژی مثبت را مطرح می‌کند، منظورم انرژی خورشیدی است.
اصل امکان تفسیرهای گوناگون در فضاهای نورانی و حتی پخش تصویر در «گسترش خورشید» بسیار تأثیر گذار و نشانه‌ای بارز از آثار پینه در سطوح مختلف است. آثار او داستان یا بازنمود تصویرها نیست، هر چند برخی از نقش‌ها منظره، رنگین کمان یا منظومۀ سیارات به نظر می‌رسند و یا برخی آثارش با بهره‌گیری از آثار ادبی پدید آمده‌اند. هنر از دیدگاه پینه بایدکمتر جلوه‌گری کند و بیشتر فضاهایی برای تجربه را بگشاید و مشاهده گران باید با استنباط‌های شخصی، حال و هوا و احساسات خود، فضاها را پر کنند. دقیقاً همین مفهوم آزادی خاص در هنر در بسیاری از طرح‌ها و کارهای چاپی که اتو پینه در جریان زندگی خود به دلایل گوناگون پدید آورده است. حس می‌شود. پینه در نمادها و نقش‌های ساده و تصویری خود احساسی بسیار مثبت و تقریباً شادی بخش را به رغم همۀ مشکلات و درگیری‌ها منتقل می‌کند. برای مثال او در سال 1972 مجموعه‌ای را برای پایتخت اتیوپی که در آن زمان گرفتار فقر فزاینده و قحطی شدید بود، بر پا کرد. پینه در مجموعۀ چاپی خود معنای استماری شهر آدیس آبابا را (که معنی آن «توگل» می‌شود) برگزید و مجموعه‌ای از گل‌های درخشنده به عنوان نماد رشد و امید در بطن کار خود قرار داد. طرح‌های پینه اغلب ساده و آشکار است و در آنها پیوسته انرژی رنگ‌ها تأثیر مکانی شدیدی بر فرم دارد. پینه به این انرژی‌ها علاقه‌مند بود و می‌کوشید آنها را با هنر خود به دیگران منتقل کند.
نشانه‌ای از آزادی بنیادین پینه، دید گسترده‌اش نسبت به انتخاب تکنیک و مواد گوناگون است. آثار او در دوره‌ای که در مرکز پژوهش‌های دیداری دانشگاه ام.آی. تی کار می‌کرد، بسیار جنبۀ تجربی دارد. این هنرمند حتی در سنی بالا نیز بی پروا به سراغ یک رسانۀ کاملاً جدید برای هنر خود، یعنی سرامیک، رفت. پینه در سال‌های 2007-2006 ابتدا مجموعه‌ای از سر حیوانات یا اشکال اسطوره‌ای گلی درست می‌کرد و در سال‌های بعد به سراغ صفحه‌های تکرنگ و پوشیده از لعاب درخشنده رفت.

 

<<برای مشاهده سایر مقالات هنری کلیک کنید>>

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.