پست مدرنیسم

پست مدرنیسم (پسا نوگرایی): post modernism
اصطلاحی است برای توصیف گرایشهای پس از دهه 1960 در عرصه های معماری, هنر, ادبیات و فلسفه.
مفهوم پست مدرنیسم ((پست  مدرن)) ابتدا در مباحثات ادبی امریکا طرح شد(1959). بعدا,چالز جنکس آن را در مورد معماری به خصوص برای اثار رابرت ونتوری به کار برد (1975). تا کنون نظرات مختلفی در باره ویژگیهای آثار پست مدرن ارائه شده, ولی هنوز تعریف دقیق وجامعی از این اصطلاح به دست نیامده است.(این شاید به سبب تعدد و تناقض گرایشهای پست مدرن باشد). برخی از نظریه پردازان آن را به جنبش (ضد نوگرایی) تعبیر کرده اند.
اگر این تعبیر را نتوان پذیرفت, دست کم اختلافهای اساسی میان گرایشها, اهداف, و معیارهای مدرن و پست مدرن را نیز نباید نادیده گرفت .
پست مدرنیسم از سویی ایدئولوژی مدرنیسم را رد میکند, آن را جزمی و محافظه کار می داند و خواستار نوآوری مدام و تعویض پیاپی (ایسم) ها است, از سوی دیگر, بر خلاف مدرنیسم, بازگشت مستقیم و صریح به تاریخ و سنت را جایز می شمارد.
در عرصه هنر بصری شایدنتوان از سبک یا سبکهای پست مدرن سخن به میان آورد, ولی توصیف نوعی حساسیت و سلیقه پست مدرن در نقاشی و مجسمه سازی دو دهه اخیر امکان پذیر است. این حساسیت و سلیقه به صورت واکنشی در برابر خصلت انتزاعی مینامال آرت و برخی مظاهر عقلانی کانسپچو آل آرت رخ می نماید (اگرچه گرایش اخیر یکی از زمینه های نظری پست مدرنیسم بوده است. در واقع , سرچشمه بسیاری از گرایشهای دو دهه 1970 و1980 را در مدرنیسم و به خصوص در جلوه های نوگرایی پس از جنگ جهانی دوم میتوان یافت).
بخش عمده ای از جریان پست مدرنیسم با جنبش احیای اکسپرسیونیسم ارتباط دارد.(که ان را, غالبا ترانس آوانگارد می نامند).
بخشی دیگر با عنوانهای انتزاعگرایی جدید و مفهوم گرایی جدید, حرکتهای اواخر دهه 1960 را از نو زنده میکند.
به طور کلی , پنج خصلت عام و مرتبط با یکدیگر را میتوان در گرایشهای متنوع پست مدرن تشخیص داد: کثرت گرایی, التقاط گرایی, خود آگاهی, متن گرایی و فرد گرایی.
جلوه کثرت گرایی را نه فقط در تمایلات هنری همزمان, بلکه در قالب یک اثر می توان ملاحظه کرد. اغلب هنرمندان دوران پست مدرن مواد, اسلوبها و روشهای غیر متجانس  را در آثارشان به کار می برند. این رفتار نمایانگر نوعی پراکنده گزینی است که هنرمند مدرنیست به شدت آن را نفی میکرد. نقاش یا مجسمه ساز پست مدرنیست بیشتر با نشانه ها سر و کار دارد تا با محتوا,و از همین رو به دلخواه از نمادها, اساطیر ,تصاویر تاریخی و علائم روزمره بهره میگیرد.
او با درک انقلاب ارتباطات و تحت تاثیر علم نشانه شناسی به این نتیجه رسیده که جهان از طریق زبان, از جمله, زبان هنر,دریافت شدنی است. در حقیقت پست مدرنیسم با قبول مفهوم ((هنر درباره هنر ))به نقش فرهنگی اش و به نقش کلی تصویر ها خود آگاهی دارد. هنرمند پست مدرنیست به ((متن)) کار خود _یعنی  به ریشه های اجتماعی و تاریخی _هنری آن توجه نشان دهد(در نقطه مقابل بسیاری از گرایشهای هنر  مدرن که از وابستگی به اجتماع و نیروهای تاریخی می پرهیزند). او از منزه طلبی هنرمند مدرنیست را رد میکند, بی آنکه بخواهد یا بتواند آرمان دیگری را جایگزین سازد. خواست او فهم واقعیت است, و نه دستیابی به قالبهای غایی برای ارزشها. هنرمند پست مدرنیست جداماندگی و بیگانگی فرد در جهان بحران زده آخر قرن را چون مشکلی غیر قابل حل پذیرفته است؛ از این رو,هر گونه اعتراض او صورت واکنشی دفاعی را دارد. حتی اقدام مشترک در آفرینش تصویر (مثلا ,در مورد نقاشانی که بر روی دیوار برلین تصویر می کشیدند.)
بیش از آنکه کوششی برای برقراری ارتباط جدید اجتکاعی باشد,نوعی نمایش انزوای مشترک است.

دایره المعارف، رویین پاکباز

1-20

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.