مجسمه های جانک

 این جنبش زیر مجموعه جنبش تجربه گرا قرار دارد.

junk sculpture یکی از مکاتبی است که در دهه60- 1950به وجود آمد. و یک سلیقه نازل، پست و مربوط آشغال های زندگی مدرن است. و به نوعی آشال آرت میباشد.

( junk art)(junk sculpture) ( جانک = آت آشغال زندگی مدرن)

هنرمندان:

جان چبرلین

John Chamberlain

1

ریچارد سَنکویچ

Richard Stankiewicz

2

لی بن تِکو

Lee Bontecou

3

لویس نولسن

louise Nevelson

4

ماریسول

Marisol Scobar

5

ریشه های مفهوم آشغال:

 مضمون خام بودن و آشغال در بطن مدرن نیز بوده است. عدم توجه به اجرای کامل در مقابل تمام شدگی و کار کامل آکادمی رایج شد.

1- در امپرسیونست حساسیت یا توجه به چیزهای شلخته و خام بود.

ایمپرشن که برای تابلوی مونه استفاده شد برای خامی و ناپختگی تکنیک نقاشی او بود. علیه نظام آکادمیک.

2- در قلب مدرنیست اوایل قرن 20 آمریکا مکتب خاکروبه(زباله دان) در نقاشی بود.

3- بعد ها گروه پل، افتخارش این بود که در حاشیه است-  در آت آشغال های زندگی مدرن دنبال هنر می گردد)

 در دهه 60 تبدیل به این مفهوم یا یک واژه می شود. فقط مشکل دسته بندی این آثار است.

همین مشکل در مینی مالیسم هم وجود دارد. مبارزه علیه تعیین مدرنیست چون اصرار بر این دارد که مدیوم باید خالص باشد.

کل این هنرمندان جرات تجربه گری زیاد دارند.چون پشت درهای بسته قرار می گیرند یک سری خُل بازی هایی انجام می دهند که در گالری های اصلی وجود ندارد.

این تجربه ها بعد ها در بدنه اصلی قرار می گیرد.

ماریسول(زن):

ماری پیشتاز هنر محیطی و حتی در بعضی موارد اینستالیشن است.

آثارش از چند رنگ است بر خلاف لویس نولسن.

لویس نولسن(زن):

1- عناصر فرمالیسم در آثار نولسن هست و با رنگ مخصوصا سیاه و طلایی پوشش داده می شود. که از این نظر شبیه کارهای بارنت نیومن و ال هلد است.

2- هر چیزی از وسایل زندگی روزمره به خصوص چوب مثل پایه میز در آثارش وجود دارد.

3- چوب ها طبیعی هستند اما رنگی که روی آنان ها به کار می برد طعم لیت مدرنیستی دارد.

4- چون در باطن متکثر( لیت)اما در ظاهر با یک رنگ به وحدت رسیدند(ندرن) در کل(اسمبل شدند) نمونه مدرن نقش برجسته است.

مولتیکو(زن):

مولتیکو با سیم اسکلت درست می کند و با تکه پارچه ها و چرم می پوشاند. بومش پرخاشگری دارد.

زنان از تکنولوژی استفاده نمی کردند(از آت آشغال استفاده می کردند اما تکنولوزی نیست) از پارچه و فضای نرم و سنتی استفاده می کردند.

چنبرلین:

چنبرلین، اضمحلال دارد، خیلی بدبین است. شبیه اشیاء حاضر و آماده درست می کند اما نیست. پاپ نیست. بهترین جا برایش نئو دادا است.

دیوید اسمیت: بهترین مجسمه ساز اکسپر انتزاعی است.

سزار: خیلی با ماشین کار می کند اما از آت آشغال هم کار می کند.

مارک دیسُوِرُ:

هنرمندان مجسمه ساز متحرک

دهه 60 آتشفشانی از اتفاقات است. مجسمه ای با آت آشغال ها ساخته شده که هنرمندش معلوم نیست.

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.