بینامتنیت

بینامتنیت نگرش نوینی درباره خوانش متن ارائه می دهد و توسط افرادی چون رولان بارت، فیلیپ سولرس  و دیگران بسط و گسترش یافت.

این دانش پیوند میان متن ها را به روشنی ترسیم می کند که رویکردی نوین برای محققان و منتقدان همه حوزه ها دانش به ویژه ادبیات و هنر می باشد.

پیشینه:

فرمالیست های روسی، مکتب پراگ و بسیاری دیگر از گرایش ها و جریان های نظری در حوزه مطالعات ادبی و هنری به عنوان ریشه ها و پیش متن های بینامتنیت یاد کرد.

اصل اساسی بینامتنیت:

 اصل اساسی بینامتنیت بر این دیدگاه استوار است که هیچ متنی بدون پیش متن نیست و متن ها همواره بر پایه متن های گذشته بنا می شود بنابراین تمام دانش ها و اندیشه ها دارای سابقه و گذشته هستند.

هنر نیز به خوبی نمایانگر روابط بینامتنی است .هنرمندان نیز با رونگاری ار آثار پیشینیان با سنت های هنری در زمانه خود آشنا می شوند و سپس با استفاده از تجارب جدید دست به آفرینش اثر هنری خود می زنند به این صورت گذشته به آینده پیوند می خورد.

در نقاشی نیز از عناصر درون متنی اثر که در درون خود متن قرار دارند (مانند شکل ،رنگ )عناصر برون متنی به مولف ، جامعه و بافتی که اثر در آنها قرار دارد مورد توجه قرار می گیرد. عناصر مورد نظر در خوانش یک تابلوی نقاشی می تواند عناصر تصویری متن، عناصر کلامی متن (مثل بسیاری از نقاشی خط ها یا نوشته های به کار رفته در برخی از تابلوهای نقاشی ) و عنوان اثر نام برد.

خوانش نوین:

پاره ای از خوانش ها نیز به مسائل مؤلفی، اجتماعی و بافتاری(محیط، بافت اجتماعی یا سیاسی) اشاره دارد .هر مخاطب با توجه به پیش متن ها و پیش زمینه های خود به خوانش اثر می پردازد.


بارت وبینامتنیت:

بینامتنیت یکی از عناصر مهم در آرای رولان بارت است هرچند او مقاله یا کتابی تحت عنوان بینامتنیت ندارد اما دامنه پژوهش های او بسیار گسترده و تاثیرگذار بوده است. بارت توجه به موضوع تاثیر و تاثر در علوم و به ویژه مالعات بینامتنی را ناشی از اسطوره خویشاوندی و نسب شناسی می پندارد که انسان سنتی از اینکه ریشه و نسب خود را بشناسد لذت می برد بارت معتقد است که نسب شناسی متعلق به نقد قدیم و سنت های مرتبط با آن است اما نقد نو به دنبال خویشاوندی متون با یکدیگر نیست.

نقد سنتی (منابع) یک اثر و(تاثیرات)دریافتی هنرمند را مطالعه می کرد که( منابع) پدیده های مخفی و (تاثیرات)پدیده های تحمیلی شناخته می شد اما در نظریه نوین این نگاه را دگرگون می کند و معتقد است که این تاثیرات به صورت ناخودآگاه بروز پیدا میکنند و از یک اثر گذر می کنند و چیزی را شکل می دهند که بینامتن شناخته می شود بدین ترتیب بارت جستجوی کارآگاهانه منتقدان سنتی را که همانند ماموردر جستجوی روابط یک اثر با دیگر آثار بودند را مورد انتقاد قرار می دهد. در نتیجه بینامتن نزد بارت ویژگی گم گشتگی و پنهانی دارد بنابراین امکان جداسازی بینامتنیت از متن وجود ندارد و این پیوستگی تا جایی پیش میرود که متن و بینامتن نزد بارت هویت واحدی پیدا می کند.

منبع:دکتر بهم نامورمطلق   

نویسنده: میترا برمیخته

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.