د استیل

د استیل:
یک گروه هنری که نام گروه خود را از مجله ای که  “دوزبورخ ” پایه گذاری کرد(1917) برگرفت. اینان معتقد به گونه ای هنر انتزاعی با استفاده از شکلهای بنیادی – به خصوص مکتب – وعناصر عمودی و افقی بودند. مندریان –یکی از عناصر برجسته گروه – در مقاله ای با عنوان نئوپلاسی سیسم اشاره کرد که این گونه هنر انتزاعی ارزشهای معنوی را به بهترین وجه بیان می کند.گروه د استیل باجذب هنرمندانی چون هانس ریشتر، لیسیسکی، وبرانکوزی جنبه بین المللی یافت. معمارانی چون ریتولد واود نیز با آن همکاری داشتند. نظرات گروه بر بوهوس وجریان هنر انتزاعی هندسی دهه 1930 تاثیر گذاشتند. با مرگ دوزبورخ این گروه فعال فرو پاشیده شد.
رکوکو :اصطلاحی است در تاریخ هنر برای توصیف هنر تزیینی در زمینه های مختلف (معماری، بناآرایی، نقاشی ، پیکرهسازی، طراحی اثاثه و اشیای زینتی و غیره ) مربوط به دوره پادشاهی لویی پانزدهم جنبش رکوکو در فرانسه بوجود آمد(حدود 1720) وسراسر اروپارا تسخیر کرد و سرانجام در جریان شک گیری نئوکلاسی سیسم روبه اقول رفت. این اصطلاح احتمالا از واژه رکای گرفته شدهونخست معنای تحقیر آمیزی داشت. رکوکوبه مثابه یک سبک واکنشی بود در برابر شیوه خشک هنری ورسمی درباره لویی چهاردهم. از این طرف مثلا در نقاشی موضوعاتی دنیوی و سبکسرانه، رنگهای لطیف وخطهای منحنی ظریف به کار برده شد.این نقاشی سرشار از جلوه های شاد و فریبنده با سلیقه اشرافیت آن روزگار کاملا انطباق داشت. غالبا واتو را در زمره نقاشان رکوکو قلمداد کرده اند. درواقع نیز او با طرد موضوع پرشکوه،گرایش به ریتم های نرم وپرانحنا،وکاربست اسلوب نقاشانه تا حدی در حوزه رکوکو جای می گیرد. ولی این بوشه است که علاوه بر کار پیگیرانه در مقام نقاش وطراح نقش بافتهای دیوارکوب، وتخصیص توانایی های فنی اش به باسمه کاری و طراحی البسه وزینت آلات، سبک رکوکو را به تمامی در آثارش نشان می دهد. تیه پلووفراگنار(درنقاشی) وفالکنه (درمجسمه سازی)نیزاز نمایندگان این جنیش بشمار می آیند.رکوکوازطریق هنرمندان فرانسوی که در خارج از آن کشورها کار می کردند و همچنین به وسیله باسمه هایی که از روی طرحهای فرانسویان تهیه می شد،به آلمن، اتریش، اسپانیا، وشمال ایتالیا راه یافت. با این حال رکوکودر هرکشوری ماهیت و هویت بومی آن کشور را به خود گرفت.
دادا: جنشی اعتراضی که در زوریخ توسط چند نقاش وشاعر آغاز شد(1916). این جنبشی بود علیه همه نهادها و ارزشهای مرسوم، که حتی خود هنر را نیز به ریشخند گرفت. عنوان گروه به معنی ( اسب چوبی بچه ها) که برحسب تصادف ازواژه نامه آلمانی- فرانسوی انتخاب شد، گویای خصلت خردستیز پوچگرای آن است. تسارا، آرپ، هوگوبال، یانگو، و هولسنبک (شاعر آلمانی) از نخستین اعضای گروه بودند که در کاباره ولتر گرد می آمدند. تارابه توصیه پیکابیا سخنگوی اصلی گروه شد وبیانیه دادا را نوشت. (1918) جنبش دادا در پاریس چندسالی ادامه پیدا کرد (1922) وسپس سوررئالیسم از درون آن رخ نمود. پیکابیا و مارسل دوشان، دادا در نیویورک را به راه انداختند. دادا در برلین با کسانی چون بادر، گرس، هوسمان، هرتفیلد، و هوسنبک سیمای کاملا سیاسی به خود گرفت. شویترس که از سوی گروه برلین طرد شده بود ، دادا در هانفر را شکل داد.

دایره المعارف، رویین پاکبار

 

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.