تفسیر آثار هنری

تعریف تفسیر

توصیف : هر آنچه در تصویر می بینید. تفسیر: فراتر از توصیف و برای گشودن رمز معانی است.

معنای تفسیر: اثر هنری معنایی عمیق تر از آن دارند که به ظاهر نشان می دهد.

هانس گئوگ گادامر: تفسیر کردن یعنی: به نشانه هایی که خود از سخن گفتن عاجزن کلام ببخشی

مثال:

توصیف: مردی کنار پیانو نشسته است.

تفسیر: مردی ژرف اندیش و هنرمند است.

مفسران اثر را به زبانی تازه بیان می کنند تا مولد مفهومی نوین گردد.

تفسیر کردن یعنی: ارائه دلیل برای تمام جنبه های توضیح داده شده در اثر و برقراری روابط معنادار بین آن جنبه هاست.

تفسیر کردن یعنی: فرد از اثر چه می فهمد و درباره اثر چه فکری می کند.

تفسیر کردن یعنی: اظهار نظر درباره نکات، مفاهیم، معنا، درون مایه یا حال و هوای اثر است.

سوال های تفسیر:

چه چیزی در اثر از همه مهم تر است? اجزای آن چگونه با یکدیگر تناسب دارند و چگونه فرم آن بر موضوع اثر می گذارد?

رولان بارت:

رولان بارت: دو بیان را در اثر هنری مشخص می کند. دلالت صریح – دلالت ضمنی

مثال:

تصویری را در نظر بگیرید که گلی در گلدان روی میز قرار دارد.

دلالت صریح: گل داخل گلدان روی میز.

دلالت ضمنی: فضا بیانگر آرامش و سادگی است.

مثال:

img_faubart_pub_panzani_image_non_coupe_e_mais_moins_bonne_qualite

تصویر: محصولات اسپاگیتی ” پانزانی” دارای پیام زبانی، دلالت صریح و دلالت ضمنی است.

پیام زبانی: واژه پانزانی پیام زبانی می باشد که هم صریح است هم ضمنی

صریح است چون نام تجاری است.

ضمنی است زیرا به ایتالیایی بودن دلالت می کند.

دلایت صریح: عکس تمام مواد سازنده روی آن وجود دارد.

دلالت ضمنی: تازگی محصول و مطلوبیت آشپزی در منزل را می رساند.

موضوعات تفاسیر:

 گاهی منتقدان یک اثر را تفسیر می کنند اما غالبا کار هنرمند و حتی کل هنر یک کشور یا دوره تاریخی خاصی را تفسیر می کنند.

اهمیت تفسیر اثر هنری محدود به اثر نمی شود و امکان دارد درک ما را نسبت به محیط فرهنگی مان بیشتر کنند.

ادعاها و استدلال های تفسیری:

تفسیر کامل یعنی بحثی که پس از توضیحات کامل ، طی مسیر منطقی و خیلی جدی به استنتاج بیانجامد.

تفسیر همراه با توصیف و گاهی با ارزیابی نیز آمیخته است.

تفسیرها پاسخ به پرسش های مردم درباره اثر است.

 تفسیرهای صحیح:

دو معیار برای ارزیابی تفسیرها وجود دارد: انطباق و همسویی

انطباق: تفسیر باید متمرکز یا منطبق بر موضوع باشد. نباید مفاهیم اضافی و زیادی بر اثر هنری وارد کند که از اثر دور شویم. نباید به شرح و تفسیر عناصری پرداخت که در اثر وجود ندارد.

همسویی: تفسیر باید جدا از اثر، فی النفسه معنادار باشد. تفسیرها استدلال هستند، فرضیه هایی متکی بر دلایل، شرح و توصیف هایی برای دستیابی به نوعی ادارک نسبت به اثر هنری.

انواع تفسیر:

تطبیقی: انطباق اثر با فضای پیرامون و محیطی هنرمند و تمرکز هنرمند بر روی مفاهیم زندگی در محیط جامعه

نمونه ای: بررسی اثر به عنوان مطرح کننده مفاهیم ماورایی بنیادی جهانی اسطوره ای و هستی شناسانه

فرمالیستی: بررسی اثر از جنبه شکل و خصوصیات ظاهری اثر . این رویکرد از فرمالیسیت های روسی شروع و در نهایت در انگلستان به اوج رسید. کلایوبل و راجر فرای ( فرم دلالت گرا)

روانکاوانه: بررسی ناخودآگاه هنرمد بر طبق نظریات ضمیر ناخودآگاه روانکاوی مانند فروید و بررسی ناهنجارهای روانی هنرمند و تاثیر آن در به وجود آمدن اثر هنری

نشانه شناسانه: بررسی نشانه ها و رمزگان اثر برای فهمیدن چگونگی معنا و دریافت چیستی آن

مطالعات افرادی چون: سوسور، بارت، اکو و ژولیا کریستوا در این زمینه حائز اهمیت است.

سبک شناسانه: بررسی اثر به عنوان تاثیر گرفته از یک سبک خاص

فمنیستی: (زن مدارانه) بررسی تمایزات و تفاوت ها بین زن و مرد و نگاه سلطه گرایانه، ابزاری و کوچک شمار جنس مذکر به مونث که با بتی فریدان شروع شد.

مارکسیستی: بررسی اثر در حوزه واقعیت های اجتماعی و پایگاه طبقاتی و بررسی آن به عنوان بازتاب تحولات اجتماعی، سیاسی و تاریخی ( واقع گراست)

زندگی نامه ای: بررسی اثر با تکیه بر اطلاعات درباره وقایع و تجربیات هنرمند در زندگی واقعی او.

نیت گرایانه: (نیت مولف، هنرمند) بررسی اثر با توجه به نیت و منظور و هدف هنرمند در به وجود آمدن آن

تکنیکی: بررسی اثر از طریق نحوه کار و شیوه هنرمند و روش او در به وجود آوردن اثر هنری

امکان دارد در تفسیر اثر هنری منتقد از شیوه های مختلفی استفاده کند.

تفسیرها و نیت هنرمند:

نیت گرایی شیوه نقادانه نادرستی است که به واسطه آن اثرهنری بر اساس نیت یا قصدی که ایجاد کننده اثر از آفرینش آن داشته است تفسیر و قضاوت می شود.

دلایل ضعف نیت گرایی:

1- پی بردن به نیت هنرمند دشوار است.

2- اغلب هنرمندان هنگام خلق اثر بر نیت خویش واقف نیستند.

3- اغلب هنرمندان در آثارشان جایی هم برای ضمیر ناخودآگاه و مفاهیم ناخواسته ای که ممکن است بر اثر بیفزاید منظور می کنند.

در کل وظیفه تفسیر به عهده بیننده است نه هنرمند.

البته از زاویه دیگر نباید به اضهارات هنرمند بی تفاوت بود بلکه می توانیم آن را جزیی از مدارک تفسیر به شما بیاوریم.

هرگاه هنرمند تفسیری خاص از اثرش ارائه داد. نهایتا می تواند به عنوان یکی از تفسیرهای ممکن و موجود تلقی شود.

نباید تفسیر را صرفا به این دلیل که هنرمند آن را ارائه کرده، برتر و ممتاز بدانیم.

تفسیرها و احساسات.

تفسیر اثر نباید کوششی باشد.

برای پی بردن به محتوای تصویر، احساسات منبع ارزشمندی است و سر نخ های مهمی عرضه می دارد.

اگر واقف باشیم که اثر هنری احساساتی را در بر می انگیزد باید آن ها را تشخیص دهیم، بازشناسیم و با رمزگشایی از آن ها دریابیم که آیا عاملی در اثر وجود دارد که احساسات ما را بیدار می کند؟ آن عامل کدام است؟

هماهنگ شدن با احساساتمان هنگام مشاهده تصاویر راهی است برای رسیدن به فراسوی بدیهیات و آغازی است برای تشخیص دلالتهای ضمنی تصاویر.

تفسیر، معنا و مفهوم شخصی سازی

مفهوم از معنا شخصی تر است و به چگونگی تاثیر گذاری اثر بر ما یا استنتاجمان مربوط می شود.

معنا در مقایسه با مفهوم عینی تر است و به موضوع خود اثر مربوط می شود. یا انچه افراد متعددی از آن استنباط می کنند یا آنچه بتوان آن را برای مخاطب مطلعی توضیح داد.

اگر در تفسیر به خصوصیات بصری اثر استناد نشود بحث از قلمرو نقد خارج می شود و به حدس، درمان، خاطره و یا هر شکل دیگر از کارکردهای منحصرا ذهنی و شخصی بدل می گردد.

جمع مفسران

تفسیرهای صحیح در اختیار جمعی از مفسران آگاه است که منتقدان، هنرمندان، مورخان، سوداگران آثار هنری و مجموعه داران و بینندگان را شامل می شود.

تفسیرها در نهایت کوششی جمعی هستند که افراد مختلفی با مشاهده، گفتگو، نوشتن و بازبینی ادراک های خویش درباره تصاویر پیچیده و پویای تصاویرسازانی پیچیده اندیش به آن رسیده اند.

 جولیا کریستوا مفسران را به پیروی از اصول اخلاقی مبتنی بر فروتنی فرا می خواند. یعنی هیچکس استنباط خویش را یگانه استنباط ممکن نپندارد.

جمع اصلاح کننده است. هیچ تفسیری را نخواهد پذیرفت مگر آنکه معقول و سنجیده باشد و بر دانشش بیفزاید.

 

«برای مشاهده سایر نقد هنری اینجا کلیک کنید»

 

 

 

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.