اکسپرسیونیسم انتزاعی

اکسپرسیونیسم انتزاعی:Abstract Expressionism

اکسپرسیونیسم انتزاعی یا آبستره اکسپرسیونیسم، در مورد جنبشی که از زمان جنگ جهانی دوم در هنر امریکا شکل گرفت،به کار برند.

نخستین کاربرد این اصطلاح برای توصیف برخی نقاشی های کاندینسکی بود(1919)

رابرت کوتس منتقد امریکایی، این اصطلاح را به آثار دکونینگ و پالک و چند نقاش نیویورکی دیگر اطلاق شد(1946) گر چه برخی از این آثار نه اکسپرسیونیست بودند و نه انتزاعی.

گرین برگ منتقد امریکایی دیگر،عبارت جامع تر (نقاشینوع امریکایی)را در این مورد به کار برد(1952)

رزنبرگ،شاعر و منتقد امریکایی،اصطلاح نقاشی کنشی را به عنوان جایگزینه پیشنهاد(1952)،زیرا خصلت این نوع نقاشی را که بر اساس حرکت بدنی و کنش روانی نقاش افریده میشد،بیان می کرد.

در حقیقت شیوه های گوناگون این هنرمندان نه در مکتبی معین می گنجد، و نه نام در بر گیرنده ای را برمی تابد. شاید بتوان اکسپرسیونیسم انتزاعی را نوعی نقاشی عاری از انگاره و فاقد شکلهای بنیادی (چون صور هندسی) به شمار آورد که از اسلوبی خود انگیخته، پویا و قلم زنی آزاد بهره میگیرد. نقاشانی که با این اصطلاح توصیف می شوند بیش از آنکه سبک مشترکی داشته باشند در نگرش و دیدگاه دارای وجه اشتراکند. همه می خواهند در برابر قیود سبک های سنتی طغیان کنند. روش های تکنیکی دستوری را زیرپانهند و معیار های هنر تکمیل شده بر طبق ضوابط دیرینه زیبا شناختی را لغو و بی معنا اعلام کنند دارای روحیه ای پرخاشگرند و بیانگری آزاد و خود انگیخته را طلب می کنند. بارزترین نمونه این خودانگیختگی نقاشی کنشی جکسن پالک است این جنبش با تاشیسم پیوند دارد و تا حد زیادی نقاشان اروپایی دهه های 1950 و 1960 را تحت تآثیر قرار داده است. این نخستین بار بود که یک جنبش آمریکایی می توانست در چنین موقعیتی قرار گیرد و موجب شود که نیویورک به عنوان مرکز جهانی هنر پیشتاز. جانشین پاریس گردد.

نظر دادن

پاسخ دادن

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.