اهرام ثلاثه Pyramids

کلامی بسیار عمودی درافق چشمانم،خبر داری؟ نچ نچ،بی خبری؟

بی خبری از همه باران ها،بیرون های بی تلاطم تنهایی

مهم نیست

این موریانه هم،نصف مرا،تمام تو را،اهسته اهرام ثلاثه را زیر ابروهایت…

من،شنهای ساحل را،قبل از خواب می اشکم

ومی غصم،برای رنگهایی که پریده اند ازصورتهایی که جای بوسه هایی،به جهننننم

چند کیلو جهنم روی ناخن هایت،که توی چشمان من

نه این آتش سوزی را نمی شود…

 

مشاهده سایر اشعار

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.