اسطوره

در دستانم کوچه ای بود که تو ابتدایش ایستاده بودی  

افسوس

 دستانم پنجره ای نداشت که تو پشت آن اسطوره شوی

در دستانت کوچه ای بود که من انتهایش ایستاده بودم  

بن بست دستانمان در خاطرات پیاده رو اسطوره شد

افسوس

در نگاهت هیچ کوچه ای نبود.

 

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.