محمد سیاه قلم

استاد محمد سیاه قلم یا غیاث الدین محمد نقاش

1- به احتمال زیاد استاد محمد سیاه قلم نقاش نام آور سده نهم هجری همان غیاث الدین محمد نقاش دوره بایسنقرمیرزاست.

2-او از طرف دربار شاهرخ مامور می شود در کنار هیات سیاسی شاهرخ به چین سفر کند ودیده ها وشنیده های خود را از این سفر گزارش نماید.نقاشی های محمد سیاه قلم و یا غیاث الدین نقاش را می توان بیان هنری یک نقاش ایرانی از دیده ها وشنیده هایش در سرزمین چین دانست.

3- وی دو سفرنامه یکی مکتوب ودیگری مصور تهیه می کند. سفرنامه مکتوب او در زبده التواریخ ایرانیان حافظ آبرو درج می شود و سفرنامه مصور او همان است که امروزه در چهار مرقع موجود در توپقاپی سرای استانبول قرار دارد و به نقاشی های استاد محمد سیاه قلم مشهور است.

4- هیات سیاسی شاهرخ در شش ذیقعده سال هشتصدو بیست ودو ه.ق عازم چین شد ودر یازده رمضان سال هشتصدو بیست وپنج به هرات بازگشت ومدت دو سال و ده ماه و پنج روز در سفر بود.(حافظ آبرو 1372-818/2)  .

36

غياث الدين از رسم شب چراغ ياد مي كند كه هفت شبانه روز در چين برگزار مي شدند . درخلال اجراي اين رسم ”موشكها  چون يك چراغ بر افروخته اند موشك بر آن ريسمان دويد و به هر چراغ كه رسيد روشن شد چنان كه به يك نفس تمام چراغها از بالاي كوه تا پايين روشن مي شود .“

”پسران چون ماه، بسان دختران سرخي وسفيدي كرده و مرواريد در گوش و جامه هاي زر بفت پوشيده و نخلها و گلها و لاله هاي ملون كه از كاغذ رنگين و ابريشم بسته بودند در دست گرفته و بر سر خلانيده ،بر اصول ختاييان در رقص در آمدند.“

از جمله هدايايي كه شاهرخ براي خاقان چين فرستاد ،چند اسب بود . خاقان هنگامي كه اسب شاهرخ را سوار ميشود، اسب رم مي كند و او را مي اندازد و خاقان مكدر ميشود و حتي احتمال گوشمالي ايلچيان ميرود .

غياث الدين از شانقار يا قوش شكاري ياد ميكند كه خاقان چين به ايل چيان مي بخشد تا در شكار از آن استفاده كنند.

هنگامي كه هيئت سياسي به دروازه شهر خانباليغ پايتخت چين ميرسند ”دور شهر را به سبب آنكه هنوز عمارت مي كردند صد هزار چوب مجوزه (چوب به درازاي پنجاه گز ) حوازه بسته بودند .
غياث الدين در اثناي سفر نامه خود بارها از كاهنان و يا بخشيان بودايي چين صحبت مي كند، به خصوص در شهر هاي مختلف چين كه به سراغ معابد بوداييان ميرود. اين تصاوير هر كدام داراي مفهوم مذهبي يا اجتماعي خاص خود بوده است و غياث الدين آنها را از روي تصاوير معابد ترسیم کرده است.

20

این ها برای غیاث الدین وسیله ای برای انگارهای هنری اش شده اند. این تصاویر برای ولی نعمت او بایسنقرمیرزا جذاب ودلپسند بوده طوری که دستور داده آنها رابه صورت مرقع تنظیم کنند. این تصاویر خارج ازسلیقه و ذوق رسمی هنری دربار بوده و کارمایه ای سردستی به حساب می آمده است. اینطور نبود که در زمره آثار فرهیخته هنری دربار قرار گیرد. عادیترین و مآنوس ترین رونگاری ازدنیای پیرامون آنها به شمار می رفت و در حقیقت آنها را باید گزارش نگاری ازیک سفر تقریبا دوسال ونیمه دانست که غیاث الدین فقط ادراک های بصری خود را ازدیده هایش نقش زده است. دراین تصاویر از تخیل و رویا کمتر میتوان سراغ گرفت. نقوش دیوانی نقش هایی بوده اند که بر درو دیوارمعابد بوداییان نقش خورده و جزییات آیینی و یا حکایات افسانه ای آنها را روایت می کردند. همه چیز در این تصاویر در واقعیت رخ میدهد و چهره ها و پیکره ها واقعیت را وفادارانه گزارش می کنند منتها با سبک و اسلوب خاص غیاث الدین.

im31

انگار قلم غیاث الدین در کمترین زمان ممکن واقعیت پیرامونش را شکار کرده و شرایط موجود انسانها را با تصویر گزارش می کند. دراین مقتضیات پالودگی و پروردگی قلم معنایی ندارد. در واقع نوعی  نقاشی بدون طراحی پیشین است که بعدها در نیمه دوم سده نوزدهم نیز در امپرسیونیسم ظاهر شد. بیشتر نقاشی ها آکنده از حرکت و کنش است و در آنها آمیزه ای از شادمانی و خوشبینی موج میزند. این تصاویر بخصوص تصاویر پیکره ها در نظر آدمیان آن روزگار به قدری مانوس بوده که غیاث الدین نیازی به توضیح وتشریح آنها احساس  نکرده است از طرف دیگر وظایف غیاث الدین به تصویر کشیدن و نوشتن عجایب و غرایبی بوده که می دیده و می شنیده وسفرنامه اش مصداق عجایب و غرایب است.   34

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.