ارزیابی آثار هنری

تعریف ارزیابی:

ارزیابی و قضاوت مترادف یکدیگرند. منتقدان هنگام ارزیابی درباره میزان خوبی و بدی اثر هنری اظهار نظر می کنند.

قضاوت بدون دلیل ارزش چندانی ندارد. فقط ما را با دیدگاه منتقد آشنا می کند اما برای مخاطب دلیل قانع کننده ندارد.

قضاوت ها و معیار ها:

قضاوت های انتقادی کامل و صحیح مستلزم سه جنبه اند: ارزیابی های متکی بر دلایل که مبنایشان معیارها هستند.

ارزیابی: گزاره های درباره معایب یا محاسن آثاری است که با عبارات: برجسته، قوی، ضعیف، خوب یا ناقص مورد قضاوت قرار می گیرد.

مثال: آثار پیکاسو خوب است.

مثال آثار این عکاس مد بسیار خوب است.

دلایل: گزاره هایی هستند که ارزیابی را تایید و اثبات می کنند.

مثال: آثار پیکاسو به دلیل قدرت طراحی و تنوع رنگ مناسب خوب است.

مثال: عکاس به مدل ها یش عزت و متانت می بخشد و آن ها را تاحد اشیائ تقلید نمی دهد.

معیارها: مقررات یا شاخص های عظمت و بزرگی هستند که ارزیابی ها در نهایت برپایه آن ها استوارند. معیارها بر پایه تاریخ هنر و نظریه های زیبایی شناختی درباره اینکه هنرچگونه باید باشد استوارند.

مثال: آثار پیکاسو تاریخ نقاشی را دگرگون ساخت.

مثال: این عکاس توانسته بر عکاسان نسل بعد تاثیر گذارد.

انواع معیارها:

واقعگرایی، اکسپرسیونیسم، فرمالیسم، ابزارگرایی و همچنین اصالت، بداعت، مهارت صنعتگرانه، کمپوزیسیون خوب و…

امکان اینکه هر کدام از این ها در تناقض باشند نیز وجود دراد. شاید برای منتقدی واقعگرایی مهم و بداعت جایگاه کمی تری داشته باشد. و همچنین مهارت صنعتگرایانه با اکسپرسونیست در تناقض است.

گزینش از میان معیارها:

گزینش سخت و پیچیده است. لذا بهتر است اجازه دهیم که اثر معیاری را که باید بر اساس آن قضاوت شود تحت تاثیر قرار دهد.

قضاوت های مختلف:

از آنجایی که معیارهای مختلفی برای سنجش هنر وجود دارد، لاجرم قضاوت های مختلفی هم درباره یک اثر خواهد شد. گاهی منتقدان در خوب بودن یک نمایشگاه اتفاق رای دارند. لذا هر کدام بر اساس معیارهای مختلفی تشخیص می دهند. گاهی یک عده از منتقدان موافق و عده مخالفند که این نیز باز بر اساس معیارهای انتخابی است.

مطالعه و مقایسه ارزیابی های مختلف درباره نمایشگاهی واحد جالب است. زیرا نشان می دهد ارزیابی ها تا چه اندازه می تواند متفاوت باشد.

قضاوت یعنی استدلال:

قضاوت های نقادانه مانند تفسیرها خود نوعی استدلال هستند.

کاربرد صفات درست یا نادرست درباره قضاوت ها چندان جایز نیست بلکه بهتر است آنها را معقول، متقاعد کننده یا روشنگر توصیف کنیم.

قضاوت های نقادانه خود قابل قضاوت هستند. استدلال های ارزیابی کننده همواره جای بحث دارند و مخاطب را دعوت می کنند تا استدلال هایی در ردشان ارائه دهند.

اختلاف نظر منتقدان نشان دهنده این نیست که قضاوت ها کاملا جنبه ذهنی دارند. یا باید صرفا نظر فردی تلقی شوند. یا اینکه همه نظرات ارزشی یکسان دارند. بلکه قضاوت ها متکی بر دلایل هستند که می توان به صورت عینی آنها را بررسی و ارزیابی کرد.

ارزیابی مجدد:

قضاوت ها مانند تفسیرها قطعی و حکم نهایی نیستند و ممکن است تغییر کنند.

مثلا برخی تاریخ نویسان و منتقدان اعتقاد دارند که در تاریخ هنر، آثار دست زنان نادیده گرفته شده است. آن ها در تلاشند با کشف، تفسیر و ارزیابی مجدد کاستی های گذشته را جبران و برای آن ها جایگاهی شایسته در تاریخ هنر قائل شوند.

قضاوت ها پسند ها:

قضاوت ها: همراه با دلیل و پسند ها بدون دلیل هستند.

پسندها: سلایق فردی که اظهار نظر کرده ارائه می دهد تا خود اثر

لازم است که پسندها را تبدیل به قضاوت ها کنیم تا چیزی بیشتر از خوش آمدن و خوش نیامدن داشته باشد.

نیت گرایی ها و قضاوت ها:

منتقد بر اساس اینکه آیا نیت هنرمند برآورده شده است، قضاوت می کند. این شیوه بسیار ضعف دارد. در قسمت تفسیرها توضیح داده شده است.

وظیفه منتقدان این است که به اثر بپردازند نه ذهن و نیت هنرمند.

موضوعات مورد قضاوت:

تک اثر، مجموعه آثار، یک عمر تلاش هنری، جنبش ها و سبک های هنری از موضو عات مهم هستند.

نتیجه گیری:

قضاوت مستلزم تفسیر است و تفسیر مستلزم توصیف. نقد خود ترکیبی ار تمام موارد بدون اولیت هستند.

 

«برای مشاهده سایر نقد هنری اینجا کلیک کنید»

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.